تبليغاتX
مهتاب

مفههوم نظم و امنیت

واژه نظم به معنی سامان وپیوستگی وانتظام است ووقتی بانسق همراه می شودبه معنای نظم وترتیب ،آراستگی وپیوستگی ونیزانتظام آمده است .نظام نیزبه معنای رشته مرواریدوهرچیزی که امری بدان قائم باشد،قاعده وترتیب ، روش وسیره وانتظام به معنای راست گردیدن مرواریدودررشته کشیده شدن چیزی به ترتیب نیکو،سامان گرفتن ومنظم شدن آمده است.

در تعریف نظم عمومی وحدت نظر نیست .بعضی آن راغیرقابل تعریف وبعضی آن راقابل تعریف می دانند عده‌ای معتقدند نظم عمومی نتیجه ارتباطات طبیعی اشیاءواعضاءجامعه بوده ،مانندامورتکوینی در جهان مادی است‌. نظم عمومی مخلوق حقوق نیست بلکه موجدآن است .قوانین ومقررات حقوقی حافظ نظامی هستندکه به طور طبیعی و مستقل درخارج وجوددارد. نظم عمومی مفهومی کلی وقابل انطباق بر امنیت اجتماعی وصیانت حیات وآزادی فردی ،جان ،ناموس ومال افراد جامعه است .درجوامع مختلف برای نظم عمومی شدت وضعف و مصادیق متفاوت قائل هستند. نظم اساس و شالوده تشکيل يک اجتماع است و چنانچه نظمي وجود نداشته باشد جامعه به هرج و مرج کشيده شده و از هم گسسته خواهد شد. دستگاههاي دادگستري و شهرباني در اين رهگذر عامل کنترل اجباري جامعه هستند؛ شهرباني يکي از سازمانهاي اجتماعي است که مروري بر تاريخ آن به سبب اهميتش در جامعه مفيد خواهد بود.

 جامعه باشعور انسانی بر عکس ذی شعوران برای حفظ و حراست از خانه، محله، شهر و دیار خود نیاز به نظم و انظباط  دارد. هیچ جامعه انسانی بدون نظم و انظباط قابل بقا و دوام نمی باشد. برای حفظ نظم نیاز به قوانین است. این قوانین با گسترش علم و صنعت و فن آوری از ابتدایی به پیشرفته صعود داشته است. در دنیای امروز قدرت اقتصادی و پیشرفت و ترقی و دانش نمی‌‌تواند، معرف رشد عقلی و تعالی یک اجتماع باشد، فقط قوانین و مقرراتی که حافظ نظم اجتماع است، قادراست، رشد جامعه را مشخص کند. عده ای امنيت را عامل اصلي توسعه اجتماعي برشمرده‌اند و آن‌را مقدمه كليه شاخص‌ها مي‌دانند و باید پذیرفت به‌طور اصولي، انسان براي رسيدن به اهداف والاي مادي و معنوي بعد از برآوردن نيازهاي فيزيولوژيكي نياز به‌وجود امنيت دارد. اما بايد اذعان نمود كه مهم‌تر از امنيت، موضوع احساس امنيت است. اهميت وجود «امنيت» در زندگي جمعي تا جايي است كه غالب متفكران مدرن و پیش از آن در حوزه اجتماعي در تعاريف خود، كلمه «امنيت» را مترادف با مفهوم «سلامتي» به‌كار مي‌برند و وجود آن‌را ضامن بقا و پايداري جامعه سالم مي‌پندارند و در عين حال اين نكته را قابل تعمق مي‌دانند كه «احساس امنيت» هميشه رابطه‌اي مستقيم با امنيت واقعي ندارد و وجود يا عدم‌وجود آن لزوما به معناي بهره‌مندي يا محروميت از امنيت واقعي نيست. وليكن در جايي كه امنيت در جامعه، تعاملات اجتماعي را در مسيري طبيعي و واقعي قرار مي‌دهد احساس امنيت (فارغ از بود و نبود واقعي امنيت) مي‌تواند حركت‌ها و جريان‌هاي طبيعي را در جامعه دچار اختلال كند.

امنیت ونظم لازم وملزوم یکدیگرند.جامعه بدون نظم اجتماعی فاقدامنیت است وفقدان امنیت حاکی ازعدم وجودنظام اجتماعی سامان یافته ومقتدرومسلط براوضاع است .فقدان امنیت باعث هدررفتن نیروها‌ی سازنده‌یی می شود که بایددرزمینه های مختلف رشد و توسعه فعال باشند. امنیت به رغم آن که یک پدیده اجتماعی و حقوقی است، یک احساس درونی ازمقوله معرفت است وانسان رابه آینده و شرایطی که برای او به وجودخواهدآمدواستفاده ازآن چه هست برای دسترسی به آینده مطلوب متوجه می کند.جامعه یی توسعه یافته است که باتأمین امنیت فردی واجتماعی ،زمینه ایجادرابطه بین دو افق آینده وگذشته خودرافراهم کند  والارشد وتوسعه واقعی امکان پذیر نیست ودستخوش امیال افرادمی شود. ازنظرسیاسی اگرامنیت اجتماعی وجود نداشته باشد، فعالیتهای سالم سیاسی بی ثبات می شود وفعالیتهای ناسالم وبعضاً مخل مبانی نظام اجتماعی جایگزین آن می شودوتوسعه اقتصادی راهم تحت تأ ثیرقرارمی دهد. درحالی که با وجودامنیت اجتماعی ،فعالیتهای سالم سیاسی زمینه بروزپیدامی کندوافرادمی توانند آزادانه عقایدخودرادرجهت اصلاح امورجاری جامعه ارائه دهند و با درک واقعی مشارکت سیاسی ،تقابل بین طرفین قرارداداجتماعی به تفاهم ووحدت نظرووفاق ملی تبدیل می شودوازنظراقتصادی دارندگان سرمایه نیز علاقمندبه سرمایه گذاری ،درامورزیربنایی و تولیدی می شوند. بنابراین امنیت ونظم اجتماعی علاوه برحفظ وحدت ملی واقتدارسیاسی نظام ،موجب سرمایه گذاری اقتصادی سالم وبهره وری مثبت ازآن می شود. به این ترتیب نظم وامنیت اجتماعی که  ظهور آن درامنیت سیاسی تجلی می یابد باکلیه پدیده های اجتماعی ازجمله مسائل فرهنگی، اجتماعی وحقوقی واقتصادی ارتباط تنگاتنگ دارد و به این لحاظ واجداهمیت ویژه است.



 


!! نوشته شده توسط علی | 18:48 | دوشنبه 1390/09/28

شورش یزد در زمان فتحعلیشاه قاجار

بعد از جنگ دوم ایران روسیه حکام و امراء بعضی از شهرها سر به طغیان برداشتند. طغیان عبدالرضاخان پسرتقی خان بافقی حاکم یزد از جمله شورش‌هائی بود که برای دولت مرکزی مشکلاتی را فراهم کرد و سرانجام عباس‌میرزا ولیعهد و قائم مقام فراهانی مامور سرکوب وی شدند. عبدالرضاخان به همراه شفیع خان داوری به مخالفت با شجاع‌السلطنه حاکم کرمان برخاستند و یزد را تصرف نموده و به اخذ باج و خراج پرداخته و عرصه را بر مردم تنگ کردند. بدین سبب یزد توسط نیروهای شجاع‌السلطنه محاصره شد. شاه برای فرونشاندن آشوب نوه خود سیف الدوله پسر ظلل‌السلطان را به حکومت یزد فرستاد اما محاصره یزد ادامه یافت و ولیعهد مامور سامان دادن اوضاع یزد شد. با حرکت ولیعهد از تهران شجاع‌السلطنه به کرمان برگشت و عبدالرضاخان به استقبال ولیعهد شتافت. با تصرف یزد بدست ولیعهد، سیف‌الدوله در یزد مستقر شد اما در این ماجرا قحطی شهر را فرا گرفت و خرابی بسیار نصیب یزد شد.

!! نوشته شده توسط علی | 10:33 | دوشنبه 1390/09/21

شرح حال ابراهم ولنتاین ویلیامز جکسن

ابراهم ولنتاین ویلیامز جکسن استاد دانشگاه کلمبیا بود ومدت چهل سال تدریس زبانهای هند وایرانی را در آن دانشگاه برعهده داشت.یکی از محققان نامدار آمریکا در رشته زبان وادبیات و دین وآیین در ایران باستان بشمار می رفت .جکسن در سال 1862 در یکی از خانواده های قدیمی شهر نیویورک بدنیا آمد. نخست در مدارس خصوصی به تحصیل پرداخت ودر 1879 موفق به دریافت گواهینامه دبیرستان شد.در 1883 از دانشگاه کلمبیا به عنوان دانشجوی ممتاز در رشته ادبیات یونان و روم قدیم ، درجه لیسانس گرفت . در آخرین سال دوره لیسانس به آموختن زبان سانسکریت پرداخت .استاد او در این رشته «ا.د. پری » بود که جکسن درباره اش می نویسید:«وجودم را لبریز از شوق تحصیل در رشته زبان و ادبیات هند باستان کرد.»پس از دوره لیسانس در رشته زبان شناسی به تحصیل خود در دانشگاه کلمبیا ادامه داد وبه مطالعه زبان اوستایی پرداخت که در آن هنگام برای نخستین بار «ا. و هاپکینز » در آمریکا به دانش پژوهان عرضه کرده بود . این همان رشته ای است که بعدها جکسن عمر خود را وقف آن کرد.در 1887 از دانشگاه کلمبیا موفق به دریافت درجه دکتری شد. و درهمان سال، دانشگاه باتقاضای مرخصی یک سال ونیمه او موافقت کرد تا برای تکمیل مطالعات هند وایرانی خود به آلمان برود .جکسن در آلمان به مطالعه وتحصیل زبان اوستایی نزد «کارل گلدنر » و سانسکریت نزد «ریشارد پیشل» پرداخت .در همه عمر گلدنر را استاد بزرگوار خود می‌خواند .

در 1889 پس از بازگشت از اروپا، تدریس در کلمبیا را از سر گرفت و تا چند سال زبان ادبیات انگلیسی، وگاه زبان وادبیات هند وایرانی ، درس می داد .از 1895 که کرسی تدریس زبانهای هند وایرانی درکلمبیا تأسیس شد ، بیش از پیش به تحقیقات شرق شناسی پرداخت.تا این هنگام از جکسن مقاله هایی درباره زبانهای ایرانی ، خاصه مطالعات اوستایی منتشر شده ودو اثر مستقل به چاپ رسیده بود:«یکی از سرودهای زرتشت » و «الفبای اوستایی » ومهمترین تألیف او تا این زمان «دستور زبان اوستا و مقایسه آن با سانسکریت » بود . آنچه بیشتر ذوق وعلاقه اش را بر می انگیخت ، تحقیق درباره زرتشت بود. در 1899 کتاب عظیم «زرتشت پیامبر ایران باستان » منتشر شد . این همان کتابی است که شهرت جاوید به جکسن بخشید و به عنوان یکی از شاهکارهای تحقیق باقی خواهد ماند .

در 1901 جکسن به آرزوی دیرین خود رسید؛ یعنی راهی هندوستان شد و با پارسیان هند از نزدیک آشنا گردید. در 1903 برای نخستین بار به ایران و آسیای میانه سفر کرد و در این مسافرت بود که از کوه بیستون بالا رفت تا سنگنبشته داریوش بزرگ را از نزدیک بخواند، و به اصطلاح روز ، به «مطالعه دست اول » بپردازد حاصل از این سفر کتاب حاضر : سفرنامه جکسن یا به عنوان اصلی اش ؛ «ایران درگذشته وحال » است. جکسن در این کتاب شرح دل انگیز سفر خود را در ایران با مطالب تحقیقی ، تاریخی و باستان شناسی که حکایت از احاطه وتبحر او در این رشته دارد بهم آمیخته است . دوباره در سالهای 1907 و 1910 به این نواحی مسافرت کرد ودر بازگشت به امریکا کتاب «از قسطنطنیه تا زادگاه عمر خیام » را نوشت .این کتاب نشان می دهد که علاقه جکسن منحصر به تحقیق در زبانهای باستان ایران نبوده و او به شعر فارسی دری نیز سخت دلبسته بوده است و دیوان شاعران پارسی گوی ، کتابهای بالینی او بوده است که هر شب پیش از خفتن می خوانده .

جکسن بر آن بود که دوره ای کتاب درباره شعر فارسی تألیف کند، اما از آن میان تنها به تکمیل یک جلد کامیاب شد که ناشم : «قدیم ترین اشعار فارسی از آغاز تا دوران فردوسی » است از این گذشته ترجمه قطعات پراکنده ای از اشعار فارسی در کتابها ومقالات دیگر خود آورده است که نشان دهنده شور وعلاقه و آگاهیش در ادبیات فارسی دری است.پس از آنکه «مولر » و «زالمان » اوراق مانوی تورفان را منتشر ساختند، جکسن به تحقیق در این اوراق از نظر زبان شناسی وکشف رابطه میان دین مانی و آیین مزدیسنا پرداخت .رفته رفته پژوهش در دین مانی و بیش از هر موضوع دیگر توجهش را جلب کرد. در 1923 مطالعه درباره «آیین مانوی » را منتشر کرد و پس از آن تقریباً هر سال رساله یا مقاله ای درین موضوع انتشار می داد . در 1923 مهمترین تألیف جکسن در این زمینه «تحقیقی درباره دین مانی با توجه به اوراق تورفان » منتشر شد. این تحقیقات اگر چه گاه او را از ایران شناسی دور کرده است و خالی از نقص نیز نمی باشد ، ولی چنان ارزنده است که ستایش و حق شناسی محققان در دین مانی را برانگیخته .

گرچه زمینه مطالعه وتحقیق جکسن ایران شناسی بود، اما از همسایه ایران یعنی شبه قاره هند نیز غافل نبود .شگفت آنکه بررسیهای او در اوستا ، وی را به پژوهش در ادبیات ودایی رهنمون نشد. بلکه تنها به زبان سانسکریت علاقمند گردید. در اینجا باید یاد آور شویم که از تألیفات او یکی هم تاریخ هند است در نه جلد و همچنین فصل مهم درباره قلمرو وایران در هند شمالی که در تاریخ هندوستان چاپ کمبریج منتشر شده است چنانکه اشاره شد جکسن سفرهای بسیار به مشرق زمین کرد ، چنانکه در 1911 به هندوستان و در 1918 1919 به ایران وباز در 1926 به هندو ایران وافغانستان سفر کرد و بارها برای شرکت در کنگره های بین المللی شرق شناسان و دیگر مجامع علمی ، به اروپا آمد.در تابستان 1931 مبتلا به بیماری سختی شد و ناچار از کار وکوشش خود کاست . در 1935 با عنوان استاد ممتاز دانشگاه کلمبیا بازنشسته شد .با وجود ضعف وناتوانی همچنان به کار تحقیق ادامه داد و قصد داشت کتاب دیگری در باره دین مانی بنویسید که موفق نشده و در تاریخ هشتم اوت 1937 م درگذشت .

 

!! نوشته شده توسط علی | 10:23 | دوشنبه 1390/09/21

حکایت دبیرستان نمونه دخترانه ابرکوه

در شماره چهاردهم ماهنامه ساحل ابرکوه مطلبی با عنوان شیفتگان خدمت یا...؟ خواندم ابتداء خوشحال شدم از اینکه مطبوعات با به زیر ذره بین بردن عملکرد مسئولین در پی پیشرفت شهرمان هستند اما با خواندن کامل مطلب متوجه شدم هدف این نیست چرا که نمی توان عملکرد نه ماهه مسئولی را ارزیابی کرد ولی عملکرد چند ساله دیگری را از یاد برد. قبل شروع بحث در مورد مدارش شبانه روزی لازم می دانم توجه نویسنده مطلب فوق و دیگر خوانندگان محترم را به نکاتی جلب نمایم:

-    باید توجه داشت که سنجیدن افراد و عملکرد آنها با معیار خوب و بد بصورت مطلق درست نیست چیزی که متاسفانه امروزه رواج یافته است. آنچه مسلم است مسولین آموزش و پرورش همگی اقدامات مثبتی داشته‌اند که واقعا جای تشکر دارد و نکات منفی که باید از تکرار آنها خودداری کرد. پس نباید به راحتی همه اقدامات یک مسئول را زیر سئوال برد و فقط نیمه خالی لیوان را دید.

-    تیتر شیفتگان خدمت در ماهنامه زدن بیشتر شایسته مسئولین قبلی آموزش و پرورش است چرا که با رفتن از این نهاد هنوز هم به فکر آن هستند و از هیچ کوششی دریغ ندارند. امید است این تلاش در جهت پیشبرد اهداف آموزش و پرورش و نظام آموزشی این شهر باشد. انشاالله

-    نکته دیگر سئوالی است که در این مطلب مطرح شده بدین نحو که مردم شهرستان محروم ابرکوه تا کی باید چوب مسائل سیاسی را بخورند؟ باید گفت که این صاحبان جرائد و مطبوعاتند که مسائل آموزشی را هم سیاسی می کنند. چرا حالا به فکر بودجه آموزش و پرورش افتادید؟ سال های قبل کجا بودید؟ چرا یکبار مسائل آموزشی را مطرح نمی کنید چرا یکبار نمی نویسید که رتبه ابرکوه در آزمون های علمی، کنکور و ... در سطح استان ته جدول قرار دارد. چرا به جای چاپ دو نامه اداری در خصوص تشکیل دبیرستان نمونه دخترانه رتبه های آموزشی منطقه را ذکر نمی کنید و خیلی چراهای دیگر.

اما حکایت تاسیس دبیرستان نمونه دخترانه که اگر کمی تامل کنیم خواهیم دانست نه عدم تاسیس این دبیرستان در زمان مسئولین قبلی آموزش و پرورش جای تاسف دارد و نه افتتاح آن در زمان حال جای خوشحالی و افتخار بسیار تا جائی که بخواهیم نامه هائی را در جهت تلاش یکی و کارشکنی دیگری ارائه کنیم.

در اصل سی‌ام قانون اساسی چنین آمده است:« دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه‌ی ملت تا پایان دوره‌ی متوسطه فراهم سازد و...» بر این اساس وزارت اموزش و پرورش در جهت ایجاد عدالت آموزشی و ایجاد فرصت های برابر شغلی و اموزشی مناسب موظف گردید تا نسبت به توسعه آموزش‌‌‌‌و‌پرورش در تمامی مناطق کشور اعم از شهری، روستائی و عشایری اقدام نماید اما محدودیت مقررات، شرایط سخت جغرافیائی، پراکندگی مناطق، کمبود فضای آموزشی و نیروی انسانی از جمله عواملی بود که تحقق این هدف را با مشکل روبرو ساخت بدین جهت توسعه مدارس متمرکز از جمله مدارس شبانه روزی جهت رفع این مشکلات در دستور کار قرار گرفت. توسعه مدارس شبانه روزی هرچند توانست بسیاری از مشکلات را حل کند و زمینه تحصیل بسیاری را فراهم سازد اما نارسائی ها و مشکلاتی را هم در پی داشت. ترک کانون خانواده، تردید و دودلی ناشی از زندگی جدید، پرخاشگری، مشکلات اخلاقی، اختلالات رفتاری و عاطفی، بهداشتی، انزواطلبی و گوشه گیری و بسیاری دیگر از جمله موارد معایب این مدارس ذکر شده است.

با توسعه مدارس شبانه روزی عادی که به دلیل شرایط خاص و مشکلات بیان شده ایجاد گردیدند مدارس نمونه نیز در سطح شهرها راه اندازی شد و دانش آموزان برتر روستائی در کنار دانش آموزان شهری به تحصیل مشغول شدند تا گامی در جهت عدالت آموزشی برداشته شود. تاسیس این مدارس در شهرهای بزرگ چندان مشکلی نداشت اما در شهرهای کوچک مثل ابرکوه ضربه ای بود به مدارس عادی تا جائی که این مدارس عاملی در جهت تضعیف و حتی انحلال مدارس دیگر شدند. تاسیس دبیرستان نمونه امام علی(ع) و راهنمائی نمونه ابن سینا باعث گردید تا نه تنها عدالت آموزشی رعایت نشود بلکه شور و هیجان از دیگر مدارس گرفته شود. اگر پای صحبت مدیران و دبیران دبیرستان های عادی شهرمان بنشینیم می بینیم که با چه زجری مشغول به خدمتند.

از منظر دیگری به این موضوع نگاه می کنیم. یزد با جمعیت چندصد هزار نفری از دو مقطع راهنمائی و متوسطه و از هر جنسیت یک مدرسه نمونه دارد که جمعیت هر یک از مدارس نیز حدود سیصد نفر می‌باشد و حتی تعدادی از دانش اموزان دیگر شهرستان ها را نیز پوشش می دهد. جدا کردن این تعداد دانش آموزان برتر یا به تعبیر این روزها نخبه چندان ضربه‌ای به جمعیت کثیر دانش آموزان دیگر مدارس یزد نمی‌زند اما جدا کردن 180 نفر دانش آموز برتر ابرقوئی در دبیرستان امام علی(ع) از بین تعداد چند صد نفردانش آموزان مشغول به تحصیل در دبیرستان‌های دیگر چه امیدی برای تدریس موفقیت‌آمیز دبیران به جای می‌گذارد. این مشکل تنها شامل مدارس ابرکوه نیست مدارس دیگر شهرهای کم جمعیت استان نیز از این مشکل رنج می برند.

گفته شده که مسئولین آموزش و پرورش به یکی از دبستان‌های موفق تذکر داده‌اند تا دانش‌آموزان زیادی ثبت‌نام نکنند و دانش‌آموز میان پایه هم به هیچ وجه نپذیرند چرا که این اقدام آنها باعث تضعیف و انحلال دیگر دبستان ها می شود. این تذکر مسئولین بجا است چرا که اگر این دبستان موفق را یک دبستان نمونه فرض کنیم می بینیم که چه بلائی سر دیگر دبستان‌ها می آورد همین تصور برای دبیرستان دخترانه هم متصور است پس از تاسیس آن بسیار خرسند نباشیم. اما اگر امکاناتی که قرار است برای دبیرستان نمونه فراهم شود برای همه دبیرستان ها فراهم می شد آنگاه ما چند دبیرستان نمونه داشتیم و تمامی دانش آموزان این شهر نمونه بودند نه فقط عده معدودی که نگاه خاص دیگر دانش آموزان را یدک می کشند. جای بسی تاسف است که نگاه معلمان مدارس عادی به معلمان انتخابی مدارس نمونه هم از نوع دیگری است.

!! نوشته شده توسط علی | 12:18 | چهارشنبه 1390/06/09

تالارگفتمان علمی دانشگاه آزاد اسلامی ابرکوه

یکی از اقدامات خوب دانشگاه آزاد ابرکوه راه اندازی تالارگفتمان علمی جهت بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل علمی و اجتماعی است با عضویت در این شبکه شما نیز نظرات خود را بیان کنید.

تالار علمی دانشگاه آزاد اسلامی ابرکوه
!! نوشته شده توسط علی | 23:46 | جمعه 1390/06/04

امنیت در دوره اول حکومت قاجاریه

دوران سلطنت آقامحمدخان قاجار، فتحعلیشاه و پسرش دوره ثبات و تحکیم قدرت است زیرا سلسله قاجار به تثبت می رسد و پس از یک دوره فترت طولانی و از دست رفتن مناطقی از ایران بواسطه جنگهای ایران و روس شاهد تداوم فعالیت های سیاسی و اجتماعی قابل ملاحظه ای در کشور هستیم. شکست فتحعلیشاه در مقابل تهاجم خارجی نتیجه تضعیف درازمدت پادشاهی سنتی ایران بود که از دوره انحطاط سلسله صفویه شروع شده بود. بااین حال این جنگها به آشوب های داخلی و بی ثبانی و ناامنی نیانجامید. همچنین تلاش مضاعف فتحعلیشاه در مدت طولانی حکومتش برای تصرف بیت المال که از طریق مالیات های سنگین و اخاذی گرد می آمد در مقایسه با هرج و مرج، بی نظمی و غارتهای دوره های قبل آثار مخرب کمتری در ثبات کشور داشت هر چند در این دوره شورش‌هائی هم صورت پذیرفت و ناامنی هائی در مناطق مختلف بوجود آمد اما پایه های حکومت قاجار در دوران سلطنت این سه پادشاه تثبیت گردید.
!! نوشته شده توسط علی | 15:48 | شنبه 1390/05/22

روز معلم

 

خامه زبون است درمقام معلم

              

شهد و شکر ریزد ازکلام معلم

کس نشناسدچنانکه بایدوشاید

 

منزلت و قدر و احترام معلـــم

بعد کلام رسول و آل محمـــد

 

قوت جان می دهد پیام معلـم

     تعلیم و تعلّم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرد تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و بر این اساس تعلیم و تربیت به صورت سنت حسنه آفرینش درآمد. انسان نیز با پذیرش این مسوولیت، ‌نام خویش را در قالب واژه «معلم»‌ ثبت کرد. پس چگونه  می‌توان سپاس گفت مهرباني ولطف معلم را كه سرشار از عشق ويقين است. چگونه می‌توان سپاس گفت آموزه‌های معلم را كه چراغ  هدايت وجود را روشن می‌سازد. باید دانست که عظمت و شكوه معلم را نه می‌توان سپاس گفت ونه در كلام وصف کرد اما این دلیلی بر یادنکردن از او نیست چرا که یاد و خاطره معلمان می‌تواند در بهسازی و توسعه زندگی فردی و اجتماعی موثر واقع گردد.

 و 

  به یادم باشد

   که نباید ببرم

    رسم نیایش از یاد

                             و سپاس

                     آن که را روز نخست

               رسم آزادی و رویش و بارش دادم.

!! نوشته شده توسط علی | 14:36 | چهارشنبه 1390/01/31

بانی اولین دبستان دولتی ابرکوه

مرحوم میرسیدحسین خاتون‌آبادی

اولین مسئول نمایندگی معارف ابرکوه و اولین مدیر دبستان دولتی مردی بود اهل اصفهان با دلی مملو از محبت به شهر باستانی ابرکوه که کمتر کسی نامش را از یاد برده است. مرحوم سید‌حسین خاتون‌آبادی در اذان صبح روز عزه ماه رمضان‌المبارک سال 1316ه.ق در خانه پدری محله پا‌قلعه اصفهان متولد شد و در سایه پدری زاهد، متقی و عالم به اصول مبین اسلام مرحوم حاج‌میرزا‌محمود خاتون‌آبادی و دامان مادری عفیف تربیت گردید. پس از گذشت دوران طفولیت به تحصیل در دبستان حقایق که موسس آن مرحوم سیدمحمد حقایق از سادات داراب فارس بود مشغول شده و پس از پنج سال تحصیل در این مدرسه با گذراندن دروس صمدیه و شرح الموزج بعلت تعطیل شدن مدرسه حقایق در مدرسه جده کوچک حجره گرفت و به تحصیل مقدمات پرداخت و چند سالی در این مدرسه با مباحثات و مناقشات عربی با طلّاب علوم دینی، روزگار را طی و در ربیع الاول سال1335ه.ق عازم تهران شد و مدتی در مدرسه شیخ عبدالحسین و چندی در مدرسه آصفیه در یکی از حجره‌ها ساکن شد و روزها در مدرسه سیروس که در آن زمان عنوانی داشت به تحصیل علوم جدید پرداخت. در سال های 1342و43ه.ق به نجف اشرف رفت و مختصری از فقه، اصول، فلسفه و حکمت را فرا گرفت و پس از مراجعت به ایران در سال1298ه.ش به خدمت اداره معارف در‌آمد. چند سال در تهران و ساوجبلاغ به تعلیم دانش‌آموزان پرداخت و بعد از خدمت در شهرهای ابرقوه ، شهرضا و اردکان فارس به مدت 25 سال در سال1323ه.ش به اصفهان مراجعت کرد و به تالیف کتاب‌های متعددی همت گماشت.

طی نمودم روزگاری در سفـر 

                   

از صفاهان دور گشتم بی اثــــر

کاه طهران کاه در ساوچبــلاغ

 

هر کجا زحمت که میکردم سراغ

کاه یزد و کاه اباده بــــــودم

 

از برای کــــــار اماده بــــودم

گه ابــرقوه کاه شیراز و گهی

 

شهرضا کاهی و کاهی در دهــی

گه مدیـــر و گه نماینده بودم

 

کاه مـــرده کاه هم زنــده بودم

 
!! نوشته شده توسط علی | 16:3 | چهارشنبه 1390/01/17

پادشاهان ساسانی

            دودمان ساسانی، چهار سده بر ایران، فرمان راند و ۳۴ شاه داشت.

ردیف

پادشاه

شهرت

آغاز به کار

پایان دوره

سال حکومت

۱

اردشیر یکم

اردشیر بابکان

۲۲۶ م

۲۴۱ م

۱۵ سال

۲

شاپور یکم

*

۲۴۱ م

۲۷۱ م

۳۰ سال

۳

هرمز یکم

هرمزداردشیر

۲۷۲ م

۲۷۳ م

۱ سال

۴

بهرام یکم

وهرام یکم

۲۷۳ م

۲۷۶ م

۳ سال

۵

بهرام دوم

*

۲۷۶ م

۲۹۳ م

۱۷ سال

۶

بهرام سوم

وهرام سوم

۲۹۳ م

۲۹۳ م

۱ سال

۷

نرسه

*

۲۹۳ م

۳۰۲ م

۹ سال

۸

هرمز دوم

*

۳۰۲ م

۳۰۹ م

۷ سال

۹

آذرنرسه

*

۳۰۹ م

۳۰۹ م

چند ماه

۱۰

شاهپور دوم

شاهپور ذوالاکتاف
شاهپور کبیر

۳۰۹ م

۳۷۹ م

۷۰ سال

۱۱

اردشیر دوم

*

۳۷۹ م

۳۸۳ م

۴ سال

۱۲

شاپور سوم

شاپور سوم

۳۸۳ م

۳۸۸ م

۵ سال

۱۳

بهرام چهارم

*

۳۸۸ م

۳۹۹ م

۱۱ سال

۱۴

یزدگرد یکم

یزدگرد بزه گر

۳۹۹ م

۴۲۰ م

۲۱ سال

۱۵

بهرام پنجم

بهرام گور

۴۲۱ م

۴۳۸ م

۱۷ سال

۱۶

یزدگرد دوم

*

۴۳۸ م

۴۵۷ م

۱۹ سال

۱۷

هرمز سوم

*

۴۵۷ م

۴۵۹ م

۲ سال

۱۸

پیروز یکم

*

۴۵۹ م

۴۸۴ م

۲۵ سال

۱۹

بلاش

*

۴۸۴ م

۴۸۸ م

۴ سال

۲۰

قباد یکم

*

۴۸۸ م

۴۹۶ م

۸ سال

۲۱

جاماسپ

*

۴۹۶ م

۴۹۹ م

۳ سال

(پادشاهی دوباره(

قباد یکم

*

۴۹۹ م

۵۳۱ م

۳۲ سال

۲۲

خسرو یکم

انوشیروان دادگر

۵۳۱ م

۵۷۹ م

۴۸ سال

۲۳

هرمز چهارم

*

۵۷۹

۵۹۰

۱۱ سال



ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی | 8:40 | چهارشنبه 1390/01/17

پادشاهان هخامنشی

مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از دید تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش یکم را در نخستین سال‌های فرمانروایی‌اش که سخت‌ترین سال‌های پادشاهی وی نیز بود، به گونه‌ای دقیق بازگو می‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.

به درستی که با باشندگی (وجود) فراوانی بن‌مایه‌های میان‌رودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها تبارشناسی درستی از خاندان هخامنشی، از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای همین نوشتار سنگ‌نوشته بیستون زمان مناسبی را در اختیار تاریخ‌نگار می‌گذارد که در آن شاه شاهان، نوشته بلند خود را با تایید دوبارهٔ خویشاوندی‌ش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌کند و به آرامی پیشینیان خود را نام می‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش‌پش و هخامنش. این تبارشناسی به شوندهای (دلایل) گوناگون زمان‌های درازی نادرست دانسته شده بود. زیرا در این سیاهه (فهرست) نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش فرمانروایی می‌کردند، یعنی کوروش بزرگ و کمبوجیه یکم به چشم نمی‌خورد.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی | 14:54 | سه شنبه 1390/01/16

RSS