یکی از کارآمدترین چارچوب ها برای این منظور «چهارآرا» یا چهار قانون نام دارد که اصول آن عبارتند از:
۱- حقوق: حقوق بنیادین دانش آموزان امنیت یادگیری و برخورد عادلانه با انهاست.
۲- مسئولیت ها: رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان از طریق تقویت مسئولیت پذیری آنها افزایش پیدا می کند.
۳- قوانین : رفتارهائی را توصیف می کنند که از حقوق دانش آموزان حمایت می کنند.
۴- فعالیت های عادی روزانه: ان دسته از فعالیت های مورد توافق معلم و دانش آموز که به سازماندهی بهتر کلاس کمک می کنند.
تشکیلات دولت در عصر قاجاریه عبارت بود از:
1- هیات دولت و مجلس دربار اعظم
در نتیجه سفر ناصرالدین شاه به اروپا دستور داد کارهای دولت بین شش وزارتخانه تقسیم شد. وزراء در برابر شاه مسئول بودند و ازشاه دستور می گرفتند. مجلسی به نام دربار اعظم یا دارالشورای کبرای دولتی با صدر اعظم و وزیران و شاهزادگان و اعیان تشکیل می شد. تا در اموری که شاه فرمان می داد با هم مشورت نمایند. و غالبا مصوبات مجلس مورادی بود که شاه مورد نظرش بود.
ناصرالدین شاه با اشاره میرزا حسین خان سپهسالار، مقرراتی مربوط به تکالیف و وظایف و اختیارات وزیران وسران دولتی تدوین نمود. در اینجا اختیارات بیشتری به وزراء داده شد.
ناصرالدین شاه پس از افزایش وزارتخانه ها به سیزده وزارتخانه روزهای پنج شنبه هر هفته را برای تشکیل جلسه با وزراء و شاهزادگان معین نمود. و دارالشورای کبرای دولتی روزهای شنبه و سه شنبه هر هفته تشکیل جلسه می داد. و گاهی تعداد آن به امر شاه افزایش یا کاهش می یافت.
2- دارالخلافه
شاهان قاجار خود را سردمدار شریعت می دانستند و خود را مجری احکام شرعی قلمداد می کردند از این رو خود را به عنوان خلیفه و تهران را دارالخلافه می خواندند.1
پس از جنگ های ایران و روسیه، به دستور فتحعلی شاه آذربایجان ولیعهد نشین و شهر تبریز به نام دارالسلطنه نام گذاری شد.2
تشکیلات پایتخت علاوه بر دستگاه سلطنت و وزارتخانه ها شامل نایب السلطنه امیرکبیر، وزیر جنگ، حکمران دارالخلافه که در عصر ناصرالدین شاه این سمت را کامران میرزا بر عهده داشت.
وزیر دارالخلافه، سه نفر عضو مجلس حکومت تهران، چند نفر منشی، و سر رشته دار،نایب الحکومه تهران، اداره جلیله و احتساب که در عصر ناصری به این اداره به ریاست کنت دومونت فرنت بود و یک معاون و تحولیدار کل و مستشاران و روسای محلات شهر، و کلانتر اداره ی نظمیه، شامل اداره مسروقاتف اداره ی مجلس و شعب استنطاق و دعاوی و جنایات و محاکماترا شامل می شد. درعصر ناصری پلیس و احتساب پایتخت در حدود 460 نفر عضو و 260 نفر اجزاء احتساب داشت.1
4- وزارت امور خارجه
ارتباط ایران و کشورهای اروپایی درعصر فتحعلی شاه، شاه را برآن داشت تا شخصی را مسئول روابط خارجی نماید و عبدالوهاب نشاط معتمدالدوله اصفهانی را مامور این کار کرد.2
پس از او میرزا ابوالحسن خان ایلچی سمت وزارت دول خارجه یافت ولی مدتی عهده دار سفارت ایران در لندن بود و تازمان فوت فتحعلی شاه این سمت را داشت. پس از وی قائم مقام در عصر محمد شاه خو وزارت امور خارجه را برعهده داشت. در عصر محمد شاه و ابتدای عصر ناصرالدین شاه تغییرات چندانی در وزارت خارجه ایجاد نشد اما از اواخر عصر ناصرالدین شاه تشکیلات دیگری نیز ضمیمه آن گردید. که عبارتند از؛1- اداره خمسه که شامل اداره انطباعات و دارالترجمه و مقدم السفرا، اداره انگلیس، ادراه روس، ادراه عثمانی و اداره دول همجوار بود.
2- دفتر مرکزی دارای چند منشی و نگهبان و چند نفر نایب وزیر بود.
3- دفاتر خمسه، شامل دفتر ثبت و ضبط ، دفتر تجارت، تشریفات، ترجمه و خطوط رمز و محاسبه بود.
4- کارگزاری های آذربایجان و تذکره آذربایجان
5- کارگزاری های خراسان، گرگان، فارس و سایر ولایات مهم
6- کارگزاری های امور مربوط به اقامت و تذکره، که امور اتباع خارجی را در شهرستان ها زیر نظر داشت.
7- نمایندگی ها و سفارتهای ایران در خارج
8- نمایندگان سیاسی خارجی درایران
5- وزارت مالیه
ناصرالدین شاه وزارت داخله و مالیه را ادغام نمود و شامل دو قسمت گردید وزارت دفتر استیفا یعنی وزارت مالیه که مرکب از وزیر وعده ای مستوفی و کارمند و محاسب بود. وزارت رسایل خاصه یا وزارت داخله شامل وزیر و منشیان ومستوفیان بود.[1]
منابع در آمد دولت از طریق مالیات بود که تا زمان فتحعلی شاه ده درصد بود که شاه آن را دو برابر نمود ولی عملا تا 30 درصد می رسید. مالیات از دام های و افراد خانوار، زمین ها، ایلات و مالیات تغییر جا و مکان که به صورت جنسی و نقدی دریافت می گردید.
پس از انقلاب مشروطه قوانین مالیات مدون گردید و از اصناف ( به جزعلماء، مستخدمین دولتی که از پرداخت آن معاف بوند ) که به صورت مستقیم و نقدی دریافت می شد. و از نمک، تریاک، الکلیات، وسایل نقلیه، دخانیاتف مستغلات به صورت غیر مستقیم مالیات دریافت می گردید، گمرکات نیز تا قبل از مشروطه به اجاره داده می شد که از صادرات و واردات مالیات دریافت می شد. درآمدهای مستقیم دیگر دولت از عواید تلگرافخانه ها، پستخانه ها، خالصجات یا املاک دیوانی و ضرابخانه و معادن حاصل می گردید.[2]
6- وزارت علوم و تلگراف
وزارت علوم شامل دارالفنون، مجلس حافظ الصحه، مریضخانه دولتی و مدرسه دولتی تبریز و اداره تلگراف در تهران و شهرستانها بود.[3]
7-وزارت انطباعات و دارالترجمه خاصه
این وزارت شامل، دارالترجمه و انطباعات واداره روزنامه جات و مجلس تالیف نامه دانشوران ناصری و اداره باغات و عمارات و قنوات دولتی بود.[4]
8- وزارت تجارت و فلاحت
این وزارت شامل سه قسمت بود حوزه وزارتی مرکب از وزیر و نایب و چند منشی، مجلس محاکمات و مجلس محاسبات و مجلس ترویج و مجلس تحقیق در ایالات و ولایات که شعب و ادارات وزارت در شهرها بودند.
9- وزارت عدلیه اعظم
این وزارت تا عصر مشروطه عملا وجود خارجی نداشت و هیچ قانونی جهت دادرسی وجود نداشت و بعضا براساس احکام شرع اسلام و یا براساس عرف و سنت انجام می شد.[5]
در عصر ناصری وزارت عدلیه اعظم شامل حوزه مرکزی که مرکب از وزیر و مجلس خصوصی وزیر عدلیه، مجلس صدر دیوانه خانه ها یعنی مرجع عالی امور حقوقی و شرعی، مجلس تحقیق و دعاوی، مجلس جنایات و تجارت و مجلس اجراء بود که مشیرالدوله مدتی وزارت عدلیه را بر عهده داشت، که قوانین مدونی و مقرارت جدید عرفی و مدنی تدوین کرد که ناصرالدین شاه آنها را رد نمود.
سازمان لشکری
تا قبل از جنگ های ایران و روسیه ایران فاقد ارتش و تشکیلات نظامی بود و زمان جنگ حکومت اقدام به جمع آوری نیرو می نمود.[6]
با شروع جنگ های ایران و روسیه عباس میرزا به فکر ایجاد ارتش منظم و متحد الشکل بر آمد و تحولی بزرگ در این زمینه رخ داد. تشکیلات نظامی در زمان آقا محمد خان و آغاز حکومت فتحعلی شاه شامل سپاهیانی بود که مرکب از سواران بومی یا نامنظم بودند که از ایلات و عشایر جمع آوری می شدند و به گروههای ده نفری، صد نفری و هزار نفری تقسیم می شدند که به ترتیب ریاست آنها بر عهده اون باشی، یوز باشی و مین باشی بود. و سربازان پیاده که این افراد نیز از ساکنین شهرها، روستاها و طوایف کوه نشین جمع آوری می شدند. پس از آغاز جنگ ایران و روسیه، فتحعلی شاه ناچار گردید سپاهی همانند سپاهیان کشورهای اروپایی تربیت کند.
سپاه دراین دوره شامل: 1- سواران چریک از ایلات و عشایر2- دسته نیمه نظامی پیاده و سواره و توپخانه که به سبک ارتش اروپائیان بود.3- افراد نیمه انتظامی تفنگچی و شمخالچی و جزایرچی ها، که در مواقع جنگ احضار می شد و تفنگ های کهنه و قدیمی داشتند.
در عصر ناصرالدین شاه قشون شکل دیگری گرفت و سواران نیمه منظم که به سبک اروپاییان تربیت شده بودند، شامل
1- فوج اصفهان تحت سرپرستی ظل السلطان که به سبک ارتشیان پروس تربیت شده بودند و حکومت به آنها حقوق می داد.
2- فوجهای قزاق، که به سبک سربازان روسی لباس می پوشیدند و مربیان روسی آنها را تربیت می کردند.
3- پیاده نظام. که از افراد ایلات بودند و رئیس ایل یا حاکم این افراد را به اجبار برای ارتش تامین می نمود. و حکومت به این افراد جیره ناچیزی می داد که چند کیلو نان و هر دو روز کمی گوشت بود.1
4- توپخانه .توپهای واحد توپخانه از شیراز، مشهد و اصفهان تامین می شد و چنانچه جنگی نبود بلا استفاده می ماند. این بخش شامل 15 گردان بود. پس از سفر شاه به اروپا دولت اتریش حاضر شد تا عده ای از افراد کشوری و لشکری خود را به مدت سه سال در اختیار ایران بگذارد تا به تجدید سازمانهای نظامی و اداری اقدام کنند.
این گروه به ایران آمدند اما چندان پیشرفتی در اصلاح ارتش و نظام حکومتی حاصل نشد.
نیروهای منظم و منسجمی که در عصر قاجاریه به صورت ارتش بودو انسجام و سازماندهی داشت لشکر قزاق که توسط روسها و به تحت فرماندهی آنان بود تا انقلاب 1917 روسیه و پلیس جنوب که تحت نظر انگلیسها بود و جهت منافع آنها تاسیس شده بود .2 نیروهای ژاندارمری که توسط سوئدی ها در ایران تاسیس گردید. پس از کودتای 1299ه.ش هر سه نیروی در نیروی ارتشی که توسط رضا خان بوجود آمد ادغام شدند.
زندگينامه نويسنده
گرديز كه جرديز نيز نويسنده قصبه و قلعه بوده است از محال غزنين بر يك منزلي آن بطرف مشرق . از معاصرين ابوريحان بوده است.
در مورد شرح حال گرديزي چندان اطلاعي موجود نيست چرا كه متاسفانه هر دو نسخه موجود از زين الاخبار فاقد ديباچه است و مسلماً اگر ديباچه كتاب در دست بود از حال مولف نيز آگاهي بيشتري داشتيم .
محمود گرديزي از مورخان قرن پنجم هجري و معاصر با ابوالفضل بيهقي است و عمده شهرت وي به سبب تاليف زين الاخبار است .
آیا نویسنده در زمان وقایع بوده است؟
يكي از محسنات و مزاياي عمده و قابل توجه كتاب زين الاخبار ، احتواي آن بر وقايع و حوادث عصري و گزارش مقوله هاي موجود و عيني و تاييده شده همزمان مولف است .
با اين توضيح پيداست كه شرح وقايع و حوادث تاريخ ايران ، در مدت لااقل 55 سال (از سال 389 تا سال 443هجري قمري) از جمله ديده هاي وي يا شنيده هاي از شاهدان عيني و عصري مولف است كه البته اعتماد فوق العاده را میشاید.
جز اين گرديزي هرگاه كه فرصت ميابد و ربطي با مطلب پيدا مي كند ، از آنچه كه در زمان او به راي العين موجود و محسوس بوده ، يا عده اي كثير از همزمانان موثق او بدان گواهي ميداند ياد مي كند.
مشخصات کتاب
كتاب زين الاخيار تاليف ابو سعيد عبدالحي ضحّاك بن محمود گرديزي است .كتاب مذكور به اهتمام دكتر رحيم رضا زاده ملك توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در سال 1384 چاپ گرديده است . اين كتاب يك جلد مي باشد و شمارگان آن در چاپ اول 1500 نسخه بوده است . كتاب زين الاخبار را موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران چاپ كرده و ناظر فني چاپ آن محمد رئوف مرادي است . تعداد صفحات 708 صفحه مي باشد و فهرست نويسي آن بر اساس اطلاعات فيپا مي باشد.
كتاب زين الاخبار از يك پيشگفتار انجمن و يك ياداشت و سي باب و سه مقاله تشكيل شده است و در پايان نيز فهرست اسامي كسان و فهرست اسامي جایها و فهرست مدنيات و تعليقات آمده است . از ويژگي و مشخه جالب كتاب آوردن جداول بسيار براي درك آسانتر مطلب است.
كتاب زين الاخبار در سال 443 ه تاليف شده و وقايع سال هاي ميان 389 تا 443 ه از ديده ها و شنيده هاي مولف از معاصران خويش بازياب مي دهد. كتاب زين الاخبار صرف نظر از مطالب متنوع آن شامل شرح تقريباً چهارصدوچهل و چهار سال از تاريخ دوران اسلامي ايران است.
ز كتاب زين الاخبار تنها دو نسخه باقي مانده يكي به شماره ouseley 240 در كتابخانه بادليان كه در 1196 ه / 1786 م استنساخ شده ، زماني آن نسخه منحصر به فرد پنداشته مي شد . ديگري به شماره 213 در king college در كبريج كه تاريخ استنساخ آن را از رقم 93 ، 903 ، 930 ، 1093 ه دانسته اند. از ويژگي هاي اين كتاب علاوه بر تصحيح دقيق و اعراب گذاري ، فهرست هاي جداگانه براي اشخاص و مدنيات استخراج شده و قريب يكصد صفحه تعليقات دارد كه نكات دشوار يا قابل توضيح كتاب را روشن كرده است .
كتاب زين الاخبار كهن ترين تاريخ مستقل فارسي به نثر درباره سلسله هاي شاهان ايراني قبل از اسلام و بعد از آن است و در آن درباره اعياد مسلمانان ، يهوديان ، نصارا پارسيان و هندوان مطالب و اطلاعاتي آمده و مولف در آن علاوه بر استفاده از ماخذ پيش از خود و مورخان بزرگ هم عصر خود بيش از نيم قرن از تاريخ غزنويان را از مشاهدات خود به غايت سادگي و رواني نگاشته است.
كتاب زين الاخبار يكي از كتاب هاي معتبر زبان فارسي كه حاوي اطلاعات دقيق و كهن در باب تاريخ عمومي و تاريخ ايران است و مولف آن رعايت جانب ايجاز واكرده است و كتاب خود را با نثري ساده و روان و متمايل به شيوه عصر ساماني تدوين كرده است .
زين الاخبار در شمار قديمترين كتابهاي تاريخ عمومي موجود به زبان فارسي (بعد از تاريخ بلعمي) قرار دارد. و در عهد سلطنت عبدالرشيد فرزند سلطان محمود غزنوي تاليف يافته است .
راجع به علت نامگذاري اين كتاب عبدالحي حبیبی چنين نوشته است : (درباره نام كتاب چنين مي توان حدس زد كه گرديزي نام كتاب خود را از لقب پادشاه عصر گرفته و زين الاخبار ناميده باشد زيرا سكه سلطان عبدالرشيد در موزيم كابل موجود است كه بر آن عزالدوله و زين المله ، سيف الله عبدالرشيد و نام القايم بامرالله خليفه نوشته شده و شايد زين الاخبار از لقب زين المله آمده باشد. مرحوم سعيد نفسي در مورد اين كتاب چنين نوشته است :[كتاب زين الاخبار از ابوسعيد عبد الحي ابن ضحّاك بن محمود گرديزي چه از حيث روش فارسي نويسي بسيار بلند و بسيار ساده و روان و چه از حيث نكات تاريخي كه در هيچ كتاب ديگر نيست براي ايرانيان بيش از هر تاريخ نامه ديگري اهميت دارد.]
قسمتي از اين كتاب از باب پيشداديان تا عهد طهورث افتاده است . همچنين در بين كتاب هم افتادگيهائي دارد. شايد چون كاتبان هر دوهندی بوده و بر زبان فارسی تسلط چندانی نداشته اند غلط های فراوانی در هر دو نسخه موجود است .
اين كتاب به حوادث سال 432 ه ختم شده است .
زين الاخبار با نثر مرسل به رشته تحرير در آمده است و نثر مرسل يعني نثر بي تكلّف غير مقيد به صنايع ادبي و فنون تزئيني كلام كه در عهد سامانيان بوجود آمده است .
دكتر ذبيح الله صفا مي گويد : [نثر آن ساده و روان و متمايل به شيوه نويسندگان عهد ساماني و از مختصات آن رعايت جانب ايجاز و ذكر رؤس حوادث و اجتناب از تطويل و عدم ورود در جزئيات است. ]
دكتر عبدالحسين زرين كوب در مورد اين كتاب مي گويد : [اين كتاب با وجود نهايت ايجاز از جهت تاريخ سامانيان و غزنويان و دوره نزديك به آن ماخذي مهم و معتبر محسوب مي شود .]
گرديزي شيوه كار خود را بدين صورت ذكر مي كند : [پس من از جمله اخبار دولت اين خاندان (منظور خاندان غزنوي است) را ادام الله ثباتها آنچه خوشتر و عجب تر بود التفاط كردم و اينجا بياوردم و هر چند كه بتوانستم مختصر كردم اگر بشرح مشغول گشتي بسيار آمدي . پس آن اخبار انتخاب كردم و اينجا بياوردم باذن الله تعالي .]
علاوه بر اهميت تاريخي زين الاخبار اين كتاب از نظر ادبي هم داراي اهميت است .
ويژگيهاي لغوي كتاب همان ويژگيهاي لغوي دوره اول ، يعني قرون سوم ، چهارم ، پنجم هجري است كه از نظر تاريخي دوره غزنويان و سامانيان را در بر مي گيرد.
بكاربردن لغات در معاني خاص ، استفاده از افعال پيشوندي ، جمع بستن كلمات عربي به شيوه فارسي از ويژگيهاي لغوي اين اثر است . از نظر سبك و نثر تاريخ گرديزي داراي سبك خراساني و نثر مرسل است . ولي نويسنده تحت تاثير سبك دوره غزنوي قرار گرفته است . در نوشتن و روايات تاريخ ، گرديزي هر چند لغات و اصطلاحات پر معني و فخیمی بكار برده است ولي در مقايسه با بيهقي هيچگاه نتوانسته اثر خود را جاودانه و قله نشين ادب فارسي كند. چرا كه اين لغات و اصطلاحات تحت الشعاع تاريخ نويسي صرف او قرار گرفته است .
محتوای کتاب
علامه محمد قزويني در سال 1310 هجري شمسي تاريخ زين الاخبار را چنين معرفي كرد: (در تاريخ و آثار و اعياد و عادات و رسوم وانساب و معارف ملل ماضیه تا اندازه شبيه آثار الباقيه ابوريحان بيروني .
مرحوم سعيد نفیسی در مورد محتواي كتاب مي گويد : [اين كتاب شامل تاريخ عمومي جهان تا روزگار مولف ، شامل تاريخ داستاني ايران و اشكانيان و اسكندر و ساسانيان و سيرت رسول خدا (ص) و خلفاء و اخبار امراي خراسان تا زمان مولف و ناچار طاهريان و صفاريان و سامانيان را از ايشان بشمار آورده است .]
منبع اصلي گرديزي در تاليف فصل ولاه خراسان كتاب ابو علي سلامي بيهقي نيشابوري تحت عنوان التاريخ في اخبار ولاه خراسان بوده است . گرديزي بنا به تصريح خود پاره اي از مطالب كتاب زين الاخبار درباره جشنها و اعياد هندوان را از ابوريحان بيروني شنيده است . گرديزي در نوشتن زين الاخبار مخصوصاً دو كتاب معروف بيروني يعني كتاب الهند و آثار الباقيه را در نظر داشت . گرديزي همچنين از تاليفات ابن مقفع ، ابوزيد بلخي ،ابن خرداد به و ابوعبدالله جيحاني نيز استفاده كرده است .
يكي از مهمترين قسمتهاي كتاب زين الاخبار مربوط به حوادث عصر سلطان محمود غزنوي است . مولف به اين قسمت از كتاب خويش بيشتر ابراز علاقه مي كند و ميان اخبار مربوط به دوران قبل از سلطان محمود (كه از شنيده ها و خوانده هايش بوده) و دوران سلطان محمود (كه از مشاهداتش بوده) تفاوت قايل است.
آنچه راجع به تاريخ اسلام در اين كتاب هست در دو قسمت جداگانه انتشار يافته است . يك قسمت عبارت است از تاريخ خلفاء و عمال عرب است كه در دنباله اخبار ساسانيان آمده است و ديگر تاريخ طاهريان است تا غزنويان كه راجع به حوادث زمان حيات مولف است . با اين حال اين كتاب با وجود نهايت ايجاز از جهت تاريخ سامانيان و غزنويان و دوره نزديك به آن ماخذي مهم و معتبر محسوب مي شود .
گرديزي در اين كتاب به شرح حال ساده پادشاهان ، از تولد و مرگ و بر تخت نشستن و وزير نشاندن و فتح و هزیمت و عزل و نصب مي پردازد . هر چند برخي او را در نوشتن مطالب كتابش عاري از غرض نمي دانند و او را حامي غزنويان معرفي مي كنند . اما به هر حال از آثار عمده نثر عصر غزنوي است . و علاوه بر محتواي تاريخي ، از نظر زبان فارسي هم كتاب حايز اهميت فراوان است.
وقايع دوران محمود ، مسعود و مردود غزنوي ، اشاره اي مختصر به پادشاهان اساطيري ، تاريخي و خلفاي اسلامي و توضيحاتي درباره آداب و رسوم ملل مختلف از مباحث و مطالب اين كتاب است.
پيش تر گفتيم كه زين الاخبار از يك پيشگفتار و يك يادداشت و سه مقاله و سي باب تشكيل گرديده است. پيشگفتارانجمن كه به قلم دكتر توفيق سبحاني نوشته شده است به دو نسخه اصلي كتاب اشاره كرده است و كسانيكه در تصحيح در اين كتاب صحت گماشته اند ياد كرده است . لازم به توضيح اينكه دكتر سبحاني عضو هيئت علمي انجمن آثار و مفاخر فرهنگي مي باشد كه اين مطالب در شهريور 1384 نوشته است . بعد از پيشگفتار به يادداشت مي رسيم كه در آن دكتر رضا زاده ملك به چگونگي تصحيح زين الاخبار پرداخته است و از كسانيكه در تصحصح كتاب به وي كمك كرده اند تشكر و قدرداني كرده است .
بعد از يادداشت به قسمت پيشگفتار كتاب مي رسيم كه در آن مشخصات كسانيكه كتاب زين الاخبار را تصيحيح كرده اند يا قسمتي از آن را برگرفته و تصحيح كرده اند و يا مقاله اي در مورد آن نوشته اند ياد كرده است . همچنين قسمتهائي از كتاب را كه افتادگي دارد آورده و به شرح آن پرداخته است . در اين قسمت از كتاب قسمتهائي از زين الاخبار با ترجمه فارسي الاعلاق النفيسه تاليف ابو علي احمد بن عمر بن رسته مقايسه شده است .
بعد از پيشگفتار به زين الاخبار مي رسيم كه بنام ايزد بخشاينده بخشايشگر شروع مي شود. عنوان مقاله اول اندر تواريخ و اخبار مردمان ميان جهان عنوان دارد كه در آن جهان را به اقليمها قسمت كرده اند . در اين مقاله ملوك بزرگ به ايرانشهر جاي داشتند .
باب اول اندر آفرينش زمين و زمان : در اين باب در مورد آفرينش جهان در شش روز صحبت شده است و اينكه سالي از 365 روز و دوازده ماه و هر ماه از سي روز و يك ماه سي و پنج روز تشكيل شده است .
باب دوم اندر شجره اشاب انبياء : كه اين باب از سه فصل تشكيل شده فصل اول اندر شجره انساب انبياء تا ابراهيم (ع) فصل دوم اندر شجره انساب انبياء از ابراهيم تا عيسي (ع) فصل سوم اندر شجره انساب پيغمبر ما محمد مصطفي (ص) . در اين باب جدول اسامي انبياء آمده است .
باب سيم اندر اخبار انبياء: در اين باب از حضرت آدم (ع) تا جوجيس النبي(ع) همراه با آيات قرآن آمده است.
باب چهارم اندر جدول ملوك كلوانيان : در اين باب جدولي از پادشاهان كلداني ازبخت النصر اول تا اسكندر همراه با موت پادشاهي آنها آمده است.
باب پنجم اندر اخبار ملوك كلوانيان : در اين باب درباره قوم كلداني و دين آنها وسعت ملك آنها صحبت شده است .
باب ششم اندر جدول ملوك عجم : در اين منطقه پادشاهان عجم كه به 5 طبقه تقسيم شده اند و در آن نام پادشاه نام پدر و مدت پادشاهي و لقب او و شهرهائي كه بنا كرده اند آمده است . اولين آنها كيومرث و آخرين آنها يزجرد.
باب هفتم اندر اخبار ملوك عجم : كه در اين باب پادشاهان به 5 طبقه تقسيم شده اند . طبقه اول : پيشداذيان طبقه دوم كي ايشان را كيانيان گويند .طبقه سوم : ملوك طوائف طبقه چهارم : ملوك ساسانيان .طبقه پنجم كي ايشان را كاسره گويند.
باب هشتم اندر جدول خلفاء و ملوك اسلام : در اين باب ابتداء از نسب پيامبر سخن بميان آمده و سپس جدول مربوط به پيامبر آمده و در ادامه جدول خلفاء از ابوبكر تا مروان بن محمدآمده است.
باب نهم اندر اخبار خلفاء و ملوك اسلام : در اين باب زندگينامه خلفاء راشدین تا خليفه القائم بامرالله آمده است.
باب دهم اندر جدول امراء خراسان : در اين باب جدول امرا خراسان همراه با ملك آنها و نام خلفاء روزگار آنها و مدت امارت آنها آمده است.
باب يازدهم اندر اخبار امراء خراسان : در اين باب زندگينامه امراء خراسان از عبداله بن عامر بن كريز شروع شده و به عمروبن الليث ختم شده است .
باب دوازدهم اندر ولايت و نسبت سامانيان : در اين باب از پادشاهان ساماني از اسماعيل بن احمد بن اسد بن سامان تا ابو الفوارس عبدالملك بن نوح ياد شده است.
باب سيزدهم اندر اخبار يمين الدوله و خاندان او : در اين باب هم درباره خاندان و پادشاهان يمين الدوله بحث شده است .
باب چهاردهم اندر استخراج چهار تاريخ از يكديگر : در اين باب از چهار نوع تاريخ رومي و عربي و پارسي و هندوان كه از يكديگر بيرون مي آيند گفته شده است .
مقاله دوم اندر جدول ها و عيدها و اسباب آن اندر رسمهاء پنج امت : در اين باب گفته شده كه هر ملتي عيدي دارد و دليلي براي آن .
باب پانزدهم اندر جدول عيدهاء مسلمانان : در اين جدول عدد عيدها و نام عيدها و روز گذشته از هر ماه تازيان و نام ماههاء تازيان آمده است .
باب شانزدهم اندر اسباب عيدهاء مسلمانان: گريزي در اين باب علت عيدها را نوشته و دليل گرامي داشتن اين عيد ها را .
باب هفدهم اندر شناختن عيدهاء جهودان به جدول : در اين باب جدول اعياد جهودان با ذكر عدد و نام عيد ها و روزهاي ماه و نام ماهها آمده است .
باب هژدهم اندر اسباب عيدهاء جهودان : در اين باب دليل و سبب عيدهاي جهودان آورده شده است .
باب نوزدهم اندر عيدهاء ترسايان به جدول : در اين باب ترسايان به سه گروه ملكاييان و يعقوبيان و نسطوريان تقسيم شدند و جدول اعياد آنها آمده است.
باب بيستم اندر اسباب عيدهاء ترسايان و چگونگي هر عيدي : در اين باب دليل گراميداشت روزها بيان شده است .
باب بيست و يكم اندر عيد ها و رسمها ء به جدول :
باب بيست و دوم اندر شرح جشنها و عيد هاي مغان : در این باب شرح و سبب عیدهای مغان كه زياد هم بوده آمده است.
باب بيست و سيم اندر عيدهاء هندوان به جدول : هنديها به عيد ژاتر گويند. گرديزي جدول نام اعياد آنها را آورده است.
باب بيست و چهارم اندر شرح عيدهاء هندوان : شرح سببها و رسمهاء هر عيد هنديهاء آمده .
مقاله سيم اندر معارف و انساب چهار طبقه : گرديزي در اين باب مردم جهان در چهار طبقه در چهار جانب مشرق، مغرب، شمال و جنوب مي داند.
باب بيست و ششم اندر معارف تركان : در اين باب از نوح پيامبر و سه فرزندش نام برده شده كه جهان بين اين سه فرزند تقسيم شد و در ادامه نام شاهان و زندگينامه آنها آورده شده است.
باب بيست و هفتم اندر معارف روميان: اين باب از روم بعنوان مملكتي بزرگ كه مهد علم بوده يادكرده و اسامي شاهان و زندگينامه آنها را بيان كرده است.
باب بيست و هشتم اندر معارف هندوان : اين باب از هندوان بعنوان مردمي با هوش ياد كرده و آنها را به هفت گروه تقسيم كرده است. در اين باب چهار اساسي كه مردم هند بر آن هستند را بيان مي كند .
باب بيست و نهم اندر معارف زنگيان: در اين باب درباره خصوصيات زنگيان و دين آنها و يكي از پادشاهان آنها ياد كرده است.
باب سي ام اندر اخبار طبيبان : در اين باب نام طبيبان كه همه رومي و يوناني هستند آورده شده است.
بعد از متن كتاب زين الاخبار اسامي كسان آمده است . كه منظور از كسان اشخاص تاريخي است که تحت هر عنوان نامشان در زين الاخبار آمده است.
و بعد از قسمت كسان نوبت به اسامي جايها مي رسد كه اسامي جايهائي كه در زين الاخبار ياد شده و به هر حال در روي نقشه ممكن است جائي را بدان نام و عنوان نشاني داده آمده است .
و در قسمت پاياني مدنيات آورده شده كه سياهه اي از آن مقولاني است كه نه نام كسان و نه نام جايها مي باشد و مدنيات ناميده شده است و در حقيقت نام كتابها ، آيينها ، اقدام سنتها، روزهاي شاخص ، سمتها ، زانها و ... مي باشد.