تبليغاتX
مهتاب - تحولات اداری عصر قاجار
قلم یک معلم

تشکیلات دولت در عصر قاجاریه عبارت بود از:

1-  هیات دولت و مجلس دربار اعظم

در نتیجه سفر ناصرالدین شاه به اروپا دستور داد کارهای دولت بین شش وزارتخانه تقسیم شد. وزراء در برابر شاه مسئول بودند و ازشاه دستور می گرفتند.  مجلسی به نام دربار اعظم یا دارالشورای کبرای دولتی با صدر اعظم و وزیران و شاهزادگان و اعیان تشکیل می شد. تا در اموری که شاه فرمان می داد با هم مشورت نمایند. و غالبا مصوبات مجلس مورادی بود که شاه مورد نظرش بود.

ناصرالدین شاه با اشاره میرزا حسین خان سپهسالار، مقرراتی مربوط به تکالیف و وظایف و اختیارات وزیران وسران دولتی تدوین نمود. در اینجا اختیارات بیشتری به وزراء داده شد.

ناصرالدین شاه پس از افزایش وزارتخانه ها به سیزده وزارتخانه روزهای پنج شنبه هر هفته را برای تشکیل جلسه با وزراء و شاهزادگان معین نمود. و دارالشورای کبرای دولتی روزهای شنبه و سه شنبه هر هفته تشکیل جلسه می داد. و گاهی تعداد آن به امر شاه افزایش یا کاهش می یافت.

2- دارالخلافه

شاهان قاجار خود را سردمدار شریعت می دانستند و خود را مجری احکام شرعی قلمداد می کردند از این رو خود را به عنوان خلیفه و تهران را دارالخلافه می خواندند.1

پس از جنگ های ایران و روسیه، به دستور فتحعلی شاه آذربایجان ولیعهد نشین و شهر تبریز به نام دارالسلطنه نام گذاری شد.2

تشکیلات پایتخت علاوه بر دستگاه سلطنت و وزارتخانه ها شامل نایب السلطنه امیرکبیر، وزیر جنگ، حکمران دارالخلافه که در عصر ناصرالدین شاه این سمت را کامران میرزا بر عهده داشت.

وزیر دارالخلافه، سه نفر عضو مجلس حکومت تهران، چند نفر منشی، و سر رشته دار،نایب الحکومه تهران، اداره جلیله و احتساب که در عصر ناصری به این اداره به ریاست کنت دومونت فرنت بود و  یک معاون و تحولیدار کل و مستشاران و روسای محلات شهر، و کلانتر اداره ی نظمیه، شامل اداره مسروقاتف اداره ی مجلس و شعب استنطاق و دعاوی و جنایات و محاکماترا شامل می شد. درعصر ناصری پلیس و احتساب  پایتخت در حدود 460 نفر عضو و 260 نفر اجزاء احتساب داشت.1

4- وزارت امور خارجه

ارتباط ایران و کشورهای اروپایی درعصر فتحعلی شاه، شاه را برآن داشت تا شخصی را مسئول روابط خارجی نماید و عبدالوهاب نشاط معتمدالدوله اصفهانی را مامور این کار کرد.2

پس از او میرزا ابوالحسن خان ایلچی سمت وزارت دول خارجه یافت ولی مدتی عهده دار سفارت ایران در لندن بود و تازمان فوت فتحعلی شاه این سمت را داشت. پس از وی قائم مقام در عصر محمد شاه خو وزارت امور خارجه را برعهده داشت. در عصر محمد شاه و ابتدای عصر ناصرالدین شاه تغییرات چندانی در وزارت خارجه ایجاد نشد اما از اواخر عصر ناصرالدین شاه تشکیلات دیگری نیز ضمیمه آن گردید. که عبارتند از؛1- اداره خمسه که شامل اداره انطباعات و دارالترجمه و مقدم السفرا، اداره انگلیس، ادراه روس، ادراه عثمانی و اداره دول همجوار بود.

2- دفتر مرکزی دارای چند منشی و نگهبان و چند نفر نایب وزیر بود.

3- دفاتر خمسه، شامل دفتر ثبت و ضبط ، دفتر تجارت، تشریفات، ترجمه و خطوط رمز و  محاسبه بود.

4- کارگزاری های آذربایجان و تذکره آذربایجان

5- کارگزاری های خراسان، گرگان، فارس و سایر ولایات مهم

6- کارگزاری های امور مربوط به اقامت و تذکره، که امور اتباع خارجی را در شهرستان ها زیر نظر داشت.

7- نمایندگی ها و سفارتهای ایران در خارج

8- نمایندگان سیاسی خارجی درایران

 

5-    وزارت مالیه

ناصرالدین شاه وزارت داخله و مالیه را ادغام نمود و شامل دو قسمت گردید وزارت دفتر استیفا یعنی وزارت مالیه که مرکب از وزیر وعده ای مستوفی و کارمند و محاسب بود. وزارت رسایل خاصه یا وزارت داخله شامل وزیر و منشیان ومستوفیان بود.[1]

منابع در آمد دولت از طریق مالیات بود که تا زمان فتحعلی شاه ده درصد بود که شاه آن را دو برابر نمود ولی عملا تا 30 درصد می رسید. مالیات از دام های و افراد خانوار، زمین ها، ایلات و مالیات تغییر جا و مکان که به صورت جنسی و نقدی دریافت می گردید.

پس از انقلاب مشروطه قوانین مالیات مدون گردید و از اصناف ( به جزعلماء، مستخدمین دولتی که از پرداخت آن معاف بوند ) که به صورت مستقیم و نقدی دریافت می شد. و از نمک، تریاک، الکلیات، وسایل نقلیه، دخانیاتف مستغلات به صورت غیر مستقیم مالیات دریافت می گردید، گمرکات نیز تا قبل از مشروطه به اجاره داده می شد که از صادرات و واردات مالیات دریافت می شد. درآمدهای مستقیم دیگر دولت از عواید تلگرافخانه ها، پستخانه ها، خالصجات یا املاک دیوانی و ضرابخانه و معادن حاصل می گردید.[2]

6- وزارت علوم و تلگراف

وزارت علوم شامل دارالفنون، مجلس حافظ الصحه، مریضخانه دولتی و مدرسه دولتی تبریز و اداره تلگراف در تهران و شهرستانها بود.[3]

7-وزارت انطباعات و دارالترجمه خاصه

این وزارت شامل، دارالترجمه و انطباعات واداره روزنامه جات و مجلس تالیف نامه دانشوران ناصری و اداره باغات و عمارات و قنوات دولتی بود.[4]

8-    وزارت تجارت و فلاحت

این وزارت شامل سه قسمت بود حوزه وزارتی مرکب از وزیر و نایب و چند منشی، مجلس محاکمات و مجلس محاسبات و مجلس ترویج و مجلس تحقیق در ایالات و ولایات که شعب و ادارات وزارت در شهرها بودند.

9- وزارت عدلیه اعظم

این وزارت تا عصر مشروطه عملا وجود خارجی نداشت و هیچ قانونی جهت دادرسی وجود نداشت و بعضا براساس احکام شرع اسلام و یا براساس عرف و سنت انجام می شد.[5]

در عصر ناصری وزارت عدلیه اعظم شامل حوزه مرکزی که مرکب از وزیر و مجلس خصوصی وزیر عدلیه، مجلس صدر دیوانه خانه ها یعنی مرجع عالی امور حقوقی و شرعی، مجلس تحقیق و دعاوی، مجلس جنایات و تجارت و مجلس اجراء بود که مشیرالدوله مدتی وزارت عدلیه را بر عهده داشت، که قوانین مدونی و مقرارت جدید عرفی و مدنی تدوین کرد که ناصرالدین شاه آنها را رد نمود.

سازمان لشکری

تا قبل از جنگ های ایران و روسیه ایران فاقد ارتش و تشکیلات نظامی بود و زمان جنگ حکومت اقدام به جمع آوری نیرو می نمود.[6]

با شروع جنگ های ایران و روسیه عباس میرزا به فکر ایجاد ارتش منظم و متحد الشکل بر آمد و تحولی بزرگ در این زمینه رخ داد. تشکیلات نظامی در زمان آقا محمد خان و آغاز حکومت فتحعلی شاه شامل سپاهیانی بود که مرکب از سواران بومی یا نامنظم بودند که از ایلات و عشایر جمع آوری می شدند و به گروههای ده نفری، صد نفری و هزار نفری تقسیم می شدند که به ترتیب ریاست آنها بر عهده اون باشی، یوز باشی و مین باشی بود. و سربازان پیاده که این افراد نیز از ساکنین شهرها، روستاها و طوایف کوه نشین جمع آوری می شدند. پس از آغاز جنگ ایران و روسیه، فتحعلی شاه ناچار گردید سپاهی همانند سپاهیان کشورهای اروپایی تربیت کند.

سپاه دراین دوره شامل: 1- سواران چریک از ایلات و عشایر2- دسته نیمه نظامی پیاده و سواره و توپخانه که به  سبک ارتش اروپائیان بود.3- افراد نیمه انتظامی تفنگچی و شمخالچی و جزایرچی ها، که در مواقع جنگ احضار می شد و تفنگ های کهنه و قدیمی داشتند.

در عصر ناصرالدین شاه قشون شکل دیگری گرفت و سواران نیمه منظم که به سبک اروپاییان تربیت شده بودند، شامل

1-     فوج اصفهان تحت سرپرستی ظل السلطان که به سبک ارتشیان پروس تربیت شده بودند و حکومت به آنها حقوق می داد.

2-     فوجهای قزاق، که به سبک سربازان روسی لباس می پوشیدند و مربیان روسی آنها را تربیت می کردند.

3-     پیاده نظام. که از افراد ایلات بودند و رئیس ایل یا حاکم این افراد را به اجبار برای ارتش تامین می نمود. و حکومت به این افراد جیره ناچیزی می داد که چند کیلو نان و هر دو روز کمی گوشت بود.1

4-     توپخانه .توپهای واحد توپخانه از شیراز، مشهد و اصفهان تامین می شد و چنانچه جنگی نبود بلا استفاده می ماند. این بخش شامل 15 گردان بود. پس از سفر شاه به اروپا دولت اتریش حاضر شد تا عده ای از افراد کشوری و لشکری خود را به مدت سه سال در اختیار ایران بگذارد تا به تجدید سازمانهای نظامی و اداری اقدام کنند.

این گروه به ایران آمدند اما چندان پیشرفتی در اصلاح ارتش و نظام حکومتی حاصل نشد.

نیروهای منظم و منسجمی که در عصر قاجاریه به صورت ارتش بودو انسجام و سازماندهی داشت لشکر قزاق که توسط روسها و به تحت فرماندهی آنان بود تا انقلاب 1917 روسیه و پلیس جنوب که تحت نظر انگلیسها بود و جهت منافع آنها تاسیس شده بود .2 نیروهای ژاندارمری که توسط سوئدی ها در ایران تاسیس گردید. پس از کودتای 1299ه.ش هر سه نیروی در نیروی ارتشی که توسط رضا خان بوجود آمد ادغام شدند.




- سیفی ، مرتضی  ، نظم ونظمیه در دوره قاجار ،

 -صنیع الدوله ، محمد حسن خان ، تاریخ منتظم ناصری ، ج 3 ، .

 -ورهرام ،غلامرضا ، نظام حکومت ایران در دوران اسلامی  .

 -جمال زاده  محمد علی ، گنج شایگان ،  

 -کرزن ، جرج ، ن ، ایران و قضیه ایران  ، ج1 ، 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 13:42  توسط علی  |