امتياز خط آهن جلفا و معادن طرفين راه آهن

در سال (1291 ه ق )پس از آنكه رويتر امتياز راه آهن، تراموا و بهره‏بردارى از معادن ايران را از ناصرالدين شاه كسب نمود. روسها نيز در مقابل اين امتياز، امتيازى تحت عنوان امتياز خط آهن جلفا و معادن طرفين راه آهن را از ناصرالدين شاه قاجار كسب نمودند و چون در اين امتيازنامه به صاحب امتياز كه يكى از اتباع روسيه بود، اجازه بهره‏بردارى از معادن طرفين راه آهن به شعاع ده كيلومتر داده شده بود و معادن نفت در امتيازنامه مجزا نگرديده بود، از اين رو اين امتياز نيز جزء قراردادهاى نفتى روسيه به شمار آمده است. در قرارداد مذكور قيد شده بود كه صاحب امتياز بايد ظرف مدت پنج سال كار خود را آغاز نمايد و اگر در مدت قيد شده كار خود را آغاز ننموده امتياز نامه لغو خواهد گرديد و چون صاحب امتياز نتوانست به تعهد خود عمل نمايد، امتياز لغو گرديد.

روابط ایران و روسیه

 شروع روابط سياسى ايران و روسيه تزارى به خوبى روشن نيست، اما چنانكه از منابع به‏دست آمده روشن مى‏گردد، در زمان شاه عباس اول زمانى كه دولت ايران با عثمانى در حال جنگ بود سفرايى از طرف روسيه به دربار شاه عباس آمدند و درصدد توسعه روابط خود  با ايران بودند و حتى هنگامى كه شاهزادگان گرجستان از تزار روسيه در مقابل شاه عباس كمك خواستند روسيه براى حفظ روابط با ايران از كمك به آنها سرباز زد و شاه عباس به اتباع روسيه اجازه تجارت در ايران را داد.

    در زمان شاه عباس دوم نيز سفرايى بين دو كشور رد و بدل گرديده و دولت روسيه تحركاتى در مرزهاى ايران در نواحى داغستان صورت داده و استحكاماتى ساختند كه توسط شاه عباس دوم ويران گرديد و پس از آن عده‏اى از قزاقهاى روسى به سواحل جنوبى خزر تجاوزاتى نمودند كه تزار روسيه هيئتى براى عذرخواهى به دربار شاه عباس دوم فرستاد، اما شاه به دليل ماهيت هيئت روسى كه براى تجارت آمده بودند با آنها بدرفتارى نمود و همين امر سبب گرديد، قزاقها پس از مرگ شاه عباس دوم به تحريك روسها به گيلان و مازندران حمله كنند. و شاه سليمان ازتزار روسیه در خواست مجازات قزاقها را نمود که تزار رهبر آنها را به دار آویخت و سفیرانی برای ایجاد روابط دوستانه به ایران فرستاد و پس از آنکه روسیه به جنگ با عثمانی واردشد از شاه سلیمان تقاضای کمک کرد اما شاه ایران حاضر نشد معاهده صلح با عثمانی ها را زیر پا بگذارد از اینرو روابط ایران و روسیه تیره گردید.

    هنگامى كه افغانها به كشور ايران حمله نمودند، تزار و روسيه نيز با دولت سوئد صلح نموده و با سپاه بزرگى عازم مرزهاى ايران گرديد و پس از مدتى نواحى رشت، گيلان و شهر باكو را ارتش روسيه متصرف شد.و قرارداد صلحى با شاه طهماسب دوم منعقد نموده و شهرهاى زيادى از ايران را ضميمه خاك روسيه نمود و پس از آن روسها نواحى متصرفى خود را حفظ و با عثمانى قراردادى براى تقسيم شهرهاى متصرفى منعقد نمودند و سپاه ايران را كه براى بازپس گرفتن رشت رفته بود، شكست دادند.

    با مرگ پطر كبير سياست توسعه طلبانه روسيه متوقف گرديد و درگيريهاى داخلى در روسيه مانع حملات بيشتر عليه ايران شد، و پس از آنكه نادر زمام قدرت را در ايران به دست گرفت، دولت روسيه به نادر در تصرف اردبيل از دست عثمانى‏ها كمك نمود و نادر با تهديد، نواحى كه روسها از ايران متصرف شده بودند، پس گرفت. و پس از مرگ نادر روسها تجارت و بازرگانى ايران را عملاً در اختيار خود گرفته بودند و پس از روى كار آمدن كريم خان نيز به فكر برقرارى روابط با ايران و اتحاد با ايران عليه دولت عثمانى بودند، كه كريم خان درگذشت و در اثر درگيريهاى داخلى پس از مرگ كريمخان بر سر جانشينى او دولت روسيه نيز به دنبال اهداف ديرين خود براى رسيدن به خليج فارس، گرجستان را تحت حمايت خود قرارداده و برادر حاكم گرجستان از شاه قاجار كمك خواست و از آن پس جنگ بين ايران و روسيه عملاً آغاز گرديد. و تا اين زمان اهداف روسيه در ايران تنها توسعه خاك و تصرف ايران و رسيدن به خليج فارس مى‏باشد. و پس از شكست ايران در دو دوره جنگهايى كه بين دو كشور صورت مى‏گيرد دولت روسيه سعى دارد با كسب امتيازات سياسى و اقتصادى نفوذ خود را در ايران بيشتر نمايد و خود را به اهداف خويش نزديك سازد و پس از آنكه انگليس بر هند دست يافت، روسيه را نيز به طمع انداخت تا اين كشور نيز به گوشه‏اى از هندوستان و ثروت بى‏پايان اين كشور دست يابد، از اينرو هدف دوم روسيه در ايران، رسيدن به هندوستان از طريق ايران بود.

    پس از وقوع انقلاب در روسيه و عقب‏نشينى روسها از كشور ايران و ملغى اعلام نمودن كليه امتيازاتى كه حكومت تزارها از ايران كسب نموده بودند، به نظر مى‏رسيد دوران سلطه روسيه در ايران به پايان رسيده و اين كشور اهداف استعمارى گذشته خود را در ايران دنبال نمى‏كند. اما پس از انقلاب نيز دولت كمونيستى اهداف تزارها در ايران را به شكلى جديد دنبال نموده و به بهانه بسط كمونيزم نفوذ خود را در ايران آغاز كردند و خصوصاً در اين زمان كه موقعيت استراتژى خاورميانه بيش از گذشته شناخته شده و اهميت آن روشن گرديده بود و ذخاير نفتى اين منطقه باعث گرديد توجه قدرتهاى خارجى به اين منطقه جلب گردد، از اين رو دولت شوروى نيز براى دستيابى به اين منطقه فعاليتهاى جديدى را آغاز نمود. دولت انقلابى شوروى براى دستیابی به اهداف خود ابتدا حرکتهای انقلابی در ایران را مورد تائید قرار داد و از جمله از نهضت جنگل حمایت نموده و قول مساعد به آنها داد اما پس از مدتی برای تامین منافع خود نهضت جنگل را فدا کرد و پس از آن روسها به منابع نفتی ایران چشم دوخته بودند. استالین ، مولوتوف نخست وزیر وقت شوروی را مامور مذاکره با هیتلر برای تقسیم جهان بین شوروی و آلمان و تسلط بر منابع نفتی ایران نمود.[1] زیر ا شورویها از کمبود احتمالی نفت در کشور خود بيم داشتند و نيز براى ممانعت از تسلط رقيب خود بر تمامى نفت ايران خواهان امتياز نفتى در ايران بودند. و به دنبال عمليات جنگى خود پس از شروع جنگ جهانى دوم شورويها هم مثل امريكائيها از كاهش ذخاير نفتی محدود خود نگران شده و می کوشیدند این ذخایر را با بدست آوردن ذخائر اضافی تامین کنند.[2] و به همين دليل تلاش مى‏كنند بر منابع نفت در شمال ايران تسلط يابند و به دولت ايران پيشنهاداتى در اين زمينه ارائه مى‏دهند.


[1] - طلوعی ، محمود ، بازی قدرت، جنگ نفت در خاورمیانه ، ص 165

[2] - شوادران ، بنجامین ، خاورمیانه ، نفت و قدرتهای بزرگ ،عبدالحسین شریفیان، ص58

قرارداد ارمیتاژ اسمیت

 اگرچه اين قرارداد را نمى‏توان مجزا و جداى از قرارداد دارسى بررسى نمود، اما چون توافقى است مابين دولت ايران و شركت نفت ايران و انگليس لازم است مورد بررسى قرار گيرد.

    در جنگ جهانى اول بين شركت نفت و دولت ايران اختلافاتى رخ داد. از جمله: لوله‏هاى نفت در زمان جنگ به تحريك آلمانيها و كمك دولت عثمانى، توسط عشاير بختيارى تخريب شد و مدتى در كار توليد و صدور نفت وقفه ايجاد شد و شركت نفت، دولت ايران را مسئول حفاظت و امنيت منطقه مى‏دانست و خواهان 614 هزار ليره خسارت از ايران بود.

    دومين اختلاف، براساس قرارداد، شركت بايستى اراضى مزروعى را كه تصرف مى‏كند از مالكان خريدارى نمايد و شركت پول داده شده را قصد داشت از سهم دولت ايران كسر كند و بدين جهت حق الامتي مجلس، آرميتاژ اسميت به خدمت دولت ايران درآمد تا به اختلافات مالى بين ايران و شركت نفت ايران و انگليس وقتى رضاخان قدرت را در دست گرفت و نظر دولت شوروى را با انعقاد قرارداد 1921م (1300 ه  خواست تا با ميانجيگرى اختلافات دو طرف را حل نمايد.

    سر پيدا نمود و چون رضاخان براى اصلاحات در كشور به پول نفت احتياج داشت، بدون بررسى، دستور لغو قرارداد را صادر نموده و كل پرونده نفت را در بخارى انداخت و سوزانيد.

    تيمورتاش براى مقابله با تهديد دولت انگلستان، قصد داشت تا رقيبى در مقابلش تراشيده تا بتواند از شركت نفت امتياز بيشترى بگيرد، از اينرو به شوروى سفر كرد و توافقنامه‏اى با شوروى درباره نفت با آنها  انگليسيها رضاخان را بر سر دوراهى قرار دارند، كه امتياز را تمديد كند، و يا اينكه خوزستان از ايران جدا خواهد شد و رضاخان مجبور شد، كه يكى از دو راه را انتخاب نمايد. و نيز انگليسيها با تهديد ايران به گسيل نيروى نظامى و برانگيختن ايلات به شورش و بلوا، آشكارا تمام قوانين بين‏المللى را زير پا گذاشتندس‏ص.

    در سال 1312 ه ش (1933م( قرارداد جديدى ميان دولت ايران و شركت نفت انگليس و ايران منعقد شد. كه براساس آن حق‏الامتياز ايران 4 شيلينگ طلا به ازاى هر تن نفت بود و مناطق تحت نفوذ شركت نفت در قرارداد دارسى كاهش مى‏يافت و قرارداد 60 سال ديگر تمديد مى‏گرديد و كليه لوازم و وسايل و تأسيسات كه شركت نفت در ايران داشت براساس قرارداد دارسى پس از خاتمه قرارداد به ايران تعلق مى‏گرفت، در قرارداد جديد اين ماده حذف گرديد.

 اين قرارداد يكطرفه و به ايران تحميل گرديد و باطل كردن قرارداد دارسى يك تاكتيك سياسى بود كه توسط انگليس صورت گرفت و با موفقيت همراه بود.

قرار داد 1933میلادی (1312ه. ش)

 وقتى رضاخان قدرت را در دست گرفت و نظر دولت شوروى را با انعقاد قرارداد 1921م (1300 ه) جلب و قرار داد 1919 را لغو نمود به کار نفت پرداخت.

  برای رسیدگی به اختلافات و بررسی حسابهای شرکت نفت مک لین تاک توسط رضا خان استخدام گردید و میرزا عیسی خان کمیسر نفت ایران به سرجان کدمن رئیس هیئت مدیره شرکت نفت نامه ای نوشت و از وی خواست تا با ميانجيگرى اختلافات دو طرف را حل نمايد.

    سرجان به تیمور تاش پیشنهاد کرد که قرار داد دارسی تمدید شود اما جواب منفی دریافت کرد. پيدا نمود و چون رضاخان براى اصلاحات در كشور به پول نفت احتياج داشت، بدون بررسى، دستور لغو قرارداد را صادر نموده و كل پرونده نفت را در بخارى انداخت و سوزانيد.

    تيمورتاش براى مقابله با تهديد دولت انگلستان، قصد داشت تا رقيبى در مقابلش تراشيده تا بتواند از شركت نفت امتياز بيشترى بگيرد، از اينرو به شوروى سفر كرد و توافقنامه‏اى با شوروى درباره نفت با آنها امضاء کرد و از همین جا انگلیسیها مقدمات برکناری تیمورتاش را فراهم کردند و سرانجام برکنار و سپس به قتل رسید.

 رضا خان چندان از شرکت نفت راضی نبود انگليسيها رضاخان را بر سر دوراهى قرار دادند، كه امتياز را تمديد كند، و يا اينكه خوزستان از ايران جدا خواهد شد و رضاخان مجبور شد، كه يكى از دو راه را انتخاب نمايد. و نيز انگليسيها با تهديد ايران به گسيل نيروى نظامى و برانگيختن ايلات به شورش و بلوا، آشكارا تمام قوانين بين‏المللى را زير پا گذاشتند.

    در سال 1312 ه ش (1933م( قرارداد جديدى ميان دولت ايران و شركت نفت انگليس و ايران منعقد شد. كه براساس آن حق‏الامتياز ايران 4 شيلينگ طلا به ازاى هر تن نفت بود و مناطق تحت نفوذ شركت نفت در قرارداد دارسى كاهش مى‏يافت و قرارداد 60 سال ديگر تمديد مى‏گرديد و كليه لوازم و وسايل و تأسيسات كه شركت نفت در ايران داشت براساس قرارداد دارسى پس از خاتمه قرارداد به ايران تعلق مى‏گرفت، در قرارداد جديد اين ماده حذف گرديد.

 اين قرارداد يكطرفه و به ايران تحميل گرديد و باطل كردن قرارداد دارسى يك تاكتيك سياسى بود كه توسط انگليس صورت گرفت و با موفقيت همراه بود.

امتیاز بانک شاهنشاهی و معادن ایران

رویترپس از آنکه امتیاز راه اهن و تراموا را که از  ناصر الدین شاه در یافت داشته بود ملغی گردید دست از دعاوی خویش برنداشت و توسط سفارت انگلیس به دولت ایران اعتراض نمود و ادعای خسارت می نمود و برای جبران خسارت خود ازایران درخواست امتیاز جدیدی می نمود.

 در همين زمان ناصرالدين شاه قصد مسافرت به اروپا نمود كه احتياج به پول داشت، از اينرو با دادن امتياز جديدى به رويتر موافقت نموده و امتياز تأسيس بانك شاهنشاهى به وى واگذار گرديد.و شاه در در مقابل چهل هزار لیره و اصل امتیاز قبلی رویتر را از او پس گرفت .

مدت امتياز شصت سال مى‏باشد، و اگر چه امتياز به نام تأسيس بانك شاهنشاهى در ايران است، اما در كنار آن حق بهره‏بردارى از منابع معدنى نيز به رويتر واگذار مى‏گردد و در مقابل بهره برداری از معادن به دولت از درآمد حاصله سالی شانزده درصد تعلق می گیرد. اما حفريات شرکت بى نتيجه بود و شركت به دليل كمبود سرمايه و مشكلات حمل كالا به ايران جهت كاوش كه هزينه آن زياد بود و همچنين گذشت مدت ده سال كه براساس قرارداد درصورت عدم كشف و بهره‏بردارى از معادن پس از مدت ده سال، قرارداد لغو مى‏گرديد. قرارداد لغو گرديد و انگليس‏ها نتوانستند به خواسته خود دست يابند.

کد جهت افزایش بازدید وبلاگ - قرار داد نفت دارسی

فرانسویان در زمان پادشاهی مظفرالدین شاه امتیاز حفاری و کشف آثار باستانی در ایران را کسب نمودند. و هنگامی که انها در شوش مشغول کاوش بودند به آثاری از وجود نفت برخوردند.مقاله در باره وجود نفت در پاریس چاپ گردید.مقاله فوق را مسئول گمرك ايران به نام كتابچى خان مطالعه نموده و پس از مسافرت به پاريس با سرهانرى در موندولف وزير مختار سابق انگليس در ايران ملاقات نموده و در اين باره با وى گفتگو كرد. در موندولف، كتابچى‏خان را به دارسى معرفی نمود و دارسی علاقمند شد و بعد از اینکه از وجود نفت در ایران مطمئن شد نماینده ای  با كتابچى خان جهت كسب امتياز نفت از شاه ايران به ايران فرستاد.

نماينده دارسى ماريوت و كتابچى‏خان قراردادى را تنظيم و نزد امين السلطان صدراعظم مظفرالدين شاه برده و با دادن مبلغى پول به شاه و سران دولت نظر ايشان را جلب نمودند. و جهت جلوگيرى از مخالفت روسها، امين‏السلطان به حيله‏اى متوسل گرديده و از وزير مختار انگليس درخواست نمود تا نامه‏اى به خط شكسته فارسى براى سفارت روسيه نوشته و خلاصه‏اى از امتيازنامه را نيز ذكر نمايد. صدراعظم کاملا از این موضوع خبر داشت که شخص وزیر مختار روسیه قادر به خواندن نامه های فارسی نیست.[1] و چون مترجم در مسافرت بود روسها با عمل انجام شده روبرو شدند.

اما قرارداد مذکور به این شرح بود: 

 بند اول امتيازنامه به دارسى اجازه داده مى‏شود كه در تمام وسعت ممالك ايران به بهره‏بردارى از منابع ذكر شده بپردازد )البته به جز پنج ايالت شمالى كشور( و اين امر باعث شده بود كه ايران نتواند بدون اجازه دارسى و سپس شركت نفت ايران و انگليس كه در نفت ايران شريك شده بود، امتيازى به كشور ديگرى بدهد.

    فصل سوم امتيازنامه، ايران اراضى بايره خود را مجاناً در اختيار صاحب امتياز قرار خواهد داد.

    فصل هفتم، تمامى اراضى كه به صاحب امتياز داده مى‏شود و تمامى محصولاتى كه به خارج صادر مى‏شود، از هر نوع ماليات و عوارض معاف خواهد بود و صاحب امتياز اجازه خواهد داشت هرگونه كالايى كه لازم بداند بدون پرداخت گمرك وارد ايران بنمايد. كه به موجب همين بند انگليس هرگونه كالايى كه بخواهد به ايران وارد مى‏كند.

    فصل نهم، به صاحب امتياز اجازه داده مى‏شود كه يك يا چند شركت براى كار بهره‏بردارى از منابع نفت تأسيس نمايد و صاحب امتياز موظف است، تأسيس شركتها را به دولت ايران اطلاع دهد و شركتها موظفند تمام تعهدات و مسئوليت صاحب امتياز را نيز در عهده خود گيرند. برخلاف تعهداتى كه صاحب امتياز در برابر ايران مى‏نمايد، از سرمايه‏هاى اضافى نفت، شركتهاى زيادى در زمينه حمل و نقل و فروش و صادرات نفت تأسيس مى‏كند و هيچگاه تأسيس اين شركتها را به اطلاع ايران نمى‏رساند و با وجودى كه از سرمايه‏هاى ايران و شركت نفت تأسيس شده بودند، سود آنها را دولت انگليس خود صاحب مى‏گردد. در فصل يازدهم امتيازنامه قيد شده صدى شانزده از سود حاصله شرکتهای تاسیس شده به دولت ایران پرداخته شود که دولت انگلیس تا ملی شدن صنعت نفت نه تنها سود حاصله شرکته را به دولت ایران نمی پردازد حتی صورت اسامی شرکتهای تاسیس شده را به دولت ایران اطلاع نمی دهد.

فصل پانزدهم قرار داد ، پس از انقضای مدت امتیاز تمام اسباب و ابنیه و ادوات موجوده شرکتی به جهت استخراج و انتفاع معادن متعلق به دولت ایران خواهد بود.[2] که دولت انگلیس برای شانه خالی کردن از این تعهد،پس از تحميل قرارداد 1933م(1312ه ش) به ايران، اين ماده را در قرارداد جديد حذف مى‏نمايد.

امتیازی که دارسی به کمک دولت انگلیس از شاه قاجار می گیرد چنان یکطرفه و محکم است که نویسندگان تاریخ نفت را در شگفتی فرو می برد.[3]

دارسی عده ای متخصص برای کشف نفت و بهره‏بردارى از آن به ايران فرستاد و ابتدا آنها در منطقه چاه سرخ شروع به حفارى كردند. ولى در آغاز نيز نتايج حفارى رضايتبخش نبود و شركت، حفاران را به مسجد سليمان فرستاد و در آنجا نيز چند حلقه چاه زده شد و تقريباً سرمايه شركت رو به اتمام بود و شركت دستور جمع‏آورى لوازم حفارى را داد که سرانجام نفت کشف شد و نام شرکت به شرکت نفت ایران و انگلیس  تغيير يافت.

    دارسى براى امنيت در محل حفارى نفت قراردادى با خوانين بختيارى منعقد نمود، كه به موجب آن، كليه زمينهايى كه براى عمليات نفتى لازم بود، بصورت رايگان به دارسى تعلق مى‏گرفت و اراضى زيركشت را شركت بايد مى‏خريد. و در مقابل سالى دو هزار پوند به خوانين بختيارى داده مى‏شد، تا از چاههاى نفت، راهها و لوله‏ها محافظت كنند.

    و همچنين قرارداد ديگرى بين شركت نفت و خوانين بختيارى امضاء شد، كه به موجب آن شركت نفت يك شركت تابعه‏اى به نام شركت نفت بختيارى تشكيل داد، كه محدوده آن يك مايل مربع در منطقه مسجدسليمان و سرمايه شركت چهارصدهزار ليره بود كه سه درصد از سهام آن به خوانين داده شد.

    شركت نفت قرارداد ديگرى در ناحيه نفتون با سادات قيرى بست كه به موجب آن، نواحى‏اى كه داراى نفت بود از سادات قيرى به مبلغ ماهانه تحويل 1500 من قير و پرداخت مبلغ 350 تومان در سال خريدارى نمود. در سال 1909م (1288ه ش)شركت قراردادى نيز با شيخ خزعل منعقد كرد، كه براساس آن يك مايل مربع از اراضى آبادان را براى مدت ده سال جهت ايجاد پالايشگاه به بهاى سالانه 650 ليره كه اجاره ده سال آن به صورت نقدى پرداخت شد. و درصورت تمديد قرار شد، كه سالانه مبلغ 1500 ليره افزايش يافته و به شيخ خزعل ده هزار ليره بصورت وام داده شد. و شركت تعهد كرد، براى حفاظت از لوله‏ها و چاهها تنها از افراد قبيله شيخ خزعل بكار گيرد و به شيخ خزعل وعده داده شد ده درصد از سود خالص شركتهاى تابعه‏اى كه در اراضى شيخ كار مى‏كنند به او داده خواهد شد.

    با وجود منافعى كه دولت انگلستان از منابع نفت ايران دارد، هنوز راضى به نظر نمى‏رسد و به همين دليل به تحريك رضاخان مى‏پردازد و با كاهش درآمد ايران از نفت و اضافه ننمودن حق سهم ايران موجب مى‏شود، سرانجام «رضاخان در 6 آذرماه 1311 ه ش اين قرارداد را لغو نمايد»[4]و او را تحت فشار قرار مى‏دهند تا قرارداد جديدى را انگليس امضاء نمايد كه ذكر آن خواهد رفت.



[1] - هاردینگ،سرآرتور، خاطرات سیاسی ، جواد شیخ الاسلامی ،ص36

[2] - اوری ،پیتر،تاریخ معاصر ایران، محمد رفیعی مهرآبادی،ج1،ص558

[3] - طاهری ، علیرضا، از شکست تا پیروزی (ماجرای نفت)،ص47

[4] - هدایت، مهدیقلی خان، خاطرات و خطرات،ص395

امتیاز نفت دالکی(هوتز)

اولين امتيازی که منحصرا در باره نفت ایران به خارجی ها واگذار گردید امتیاز نفت دالکی بود که در سال 1884م (1263ه.ش) به یک شرکت انگلیسی به نام هوتز دادشد که صاحب شرکت هوتسن بود.شرکت مذکور چاههائی حفر کرد که نتیجه ای نگرفت از اینرو شرکت هوتز امتیاز خود را به شرکت حقوق معدنی بانک ایران که به منظور بهره برداری از منابع معدنی در ایران تاسیس شده بود واگذار کرد . شرکت حقوقی معدنی به

مدت سه سال براى كشف نفت كاوشهاى زيادى نمود، ولى همه اين تلاشها بى فايده بود و از حفاريهاى انجام شده هيچگونه نفتى كشف نگرديد. سرانجام درسال 1278ه ش دولت ايران امتياز معادن را ملغی اعلام نمود و چندی بعد نیز شرکت حقوقی معدنی بانک ایران منحل گردید.