فرانسویان در زمان پادشاهی مظفرالدین شاه امتیاز حفاری و
کشف آثار باستانی در ایران را کسب نمودند. و هنگامی که انها در شوش مشغول کاوش
بودند به آثاری از وجود نفت برخوردند.مقاله در باره وجود نفت در پاریس چاپ
گردید.مقاله فوق را مسئول گمرك ايران به نام كتابچى خان مطالعه نموده و پس از
مسافرت به پاريس با سرهانرى در موندولف وزير مختار سابق انگليس در ايران ملاقات
نموده و در اين باره با وى گفتگو كرد. در موندولف، كتابچىخان را به دارسى معرفی
نمود و دارسی علاقمند شد و بعد از اینکه از وجود نفت در ایران مطمئن شد نماینده
ای با كتابچى خان جهت كسب امتياز نفت از
شاه ايران به ايران فرستاد.
نماينده دارسى ماريوت و كتابچىخان قراردادى را تنظيم و
نزد امين السلطان صدراعظم مظفرالدين شاه برده و با دادن مبلغى پول به شاه و سران
دولت نظر ايشان را جلب نمودند. و جهت جلوگيرى از مخالفت روسها، امينالسلطان به
حيلهاى متوسل گرديده و از وزير مختار انگليس درخواست نمود تا نامهاى به خط شكسته
فارسى براى سفارت روسيه نوشته و خلاصهاى از امتيازنامه را نيز ذكر نمايد. صدراعظم
کاملا از این موضوع خبر داشت که شخص وزیر مختار روسیه قادر به خواندن نامه های
فارسی نیست.[1] و
چون مترجم در مسافرت بود روسها با عمل انجام شده روبرو شدند.
اما قرارداد مذکور به این شرح بود:
بند اول
امتيازنامه به دارسى اجازه داده مىشود كه در تمام وسعت ممالك ايران به
بهرهبردارى از منابع ذكر شده بپردازد )البته به جز پنج ايالت شمالى كشور( و اين
امر باعث شده بود كه ايران نتواند بدون اجازه دارسى و سپس شركت نفت ايران و انگليس
كه در نفت ايران شريك شده بود، امتيازى به كشور ديگرى بدهد.
فصل سوم امتيازنامه، ايران اراضى بايره خود
را مجاناً در اختيار صاحب امتياز قرار خواهد داد.
فصل هفتم، تمامى اراضى كه به صاحب امتياز
داده مىشود و تمامى محصولاتى كه به خارج صادر مىشود، از هر نوع ماليات و عوارض
معاف خواهد بود و صاحب امتياز اجازه خواهد داشت هرگونه كالايى كه لازم بداند بدون
پرداخت گمرك وارد ايران بنمايد. كه به موجب همين بند انگليس هرگونه كالايى كه
بخواهد به ايران وارد مىكند.
فصل نهم، به صاحب امتياز اجازه داده مىشود
كه يك يا چند شركت براى كار بهرهبردارى از منابع نفت تأسيس نمايد و صاحب امتياز
موظف است، تأسيس شركتها را به دولت ايران اطلاع دهد و شركتها موظفند تمام تعهدات و
مسئوليت صاحب امتياز را نيز در عهده خود گيرند. برخلاف تعهداتى كه صاحب امتياز در
برابر ايران مىنمايد، از سرمايههاى اضافى نفت، شركتهاى زيادى در زمينه حمل و نقل
و فروش و صادرات نفت تأسيس مىكند و هيچگاه تأسيس اين شركتها را به اطلاع ايران
نمىرساند و با وجودى كه از سرمايههاى ايران و شركت نفت تأسيس شده بودند، سود
آنها را دولت انگليس خود صاحب مىگردد. در فصل يازدهم امتيازنامه قيد شده صدى
شانزده از سود حاصله شرکتهای تاسیس شده به دولت ایران پرداخته شود که دولت انگلیس
تا ملی شدن صنعت نفت نه تنها سود حاصله شرکته را به دولت ایران نمی پردازد حتی
صورت اسامی شرکتهای تاسیس شده را به دولت ایران اطلاع نمی دهد.
فصل پانزدهم قرار داد ، پس از انقضای مدت امتیاز تمام
اسباب و ابنیه و ادوات موجوده شرکتی به جهت استخراج و انتفاع معادن متعلق به دولت
ایران خواهد بود.[2] که
دولت انگلیس برای شانه خالی کردن از این تعهد،پس از تحميل قرارداد 1933م(1312ه ش)
به ايران، اين ماده را در قرارداد جديد حذف مىنمايد.
امتیازی که دارسی به کمک دولت انگلیس از شاه قاجار می
گیرد چنان یکطرفه و محکم است که نویسندگان تاریخ نفت را در شگفتی فرو می برد.[3]
دارسی عده ای متخصص برای کشف نفت و بهرهبردارى از آن به
ايران فرستاد و ابتدا آنها در منطقه چاه سرخ شروع به حفارى كردند. ولى در آغاز نيز
نتايج حفارى رضايتبخش نبود و شركت، حفاران را به مسجد سليمان فرستاد و در آنجا نيز
چند حلقه چاه زده شد و تقريباً سرمايه شركت رو به اتمام بود و شركت دستور جمعآورى
لوازم حفارى را داد که سرانجام نفت کشف شد و نام شرکت به شرکت نفت ایران و انگلیس تغيير يافت.
دارسى براى امنيت در محل حفارى نفت قراردادى
با خوانين بختيارى منعقد نمود، كه به موجب آن، كليه زمينهايى كه براى عمليات نفتى
لازم بود، بصورت رايگان به دارسى تعلق مىگرفت و اراضى زيركشت را شركت بايد
مىخريد. و در مقابل سالى دو هزار پوند به خوانين بختيارى داده مىشد، تا از
چاههاى نفت، راهها و لولهها محافظت كنند.
و همچنين قرارداد ديگرى بين شركت نفت و
خوانين بختيارى امضاء شد، كه به موجب آن شركت نفت يك شركت تابعهاى به نام شركت
نفت بختيارى تشكيل داد، كه محدوده آن يك مايل مربع در منطقه مسجدسليمان و سرمايه
شركت چهارصدهزار ليره بود كه سه درصد از سهام آن به خوانين داده شد.
شركت نفت قرارداد ديگرى در ناحيه نفتون با
سادات قيرى بست كه به موجب آن، نواحىاى كه داراى نفت بود از سادات قيرى به مبلغ
ماهانه تحويل 1500 من قير و پرداخت مبلغ 350 تومان در سال خريدارى نمود. در سال
1909م (1288ه ش)شركت قراردادى نيز با شيخ خزعل منعقد كرد، كه براساس آن يك مايل
مربع از اراضى آبادان را براى مدت ده سال جهت ايجاد پالايشگاه به بهاى سالانه 650
ليره كه اجاره ده سال آن به صورت نقدى پرداخت شد. و درصورت تمديد قرار شد، كه
سالانه مبلغ 1500 ليره افزايش يافته و به شيخ خزعل ده هزار ليره بصورت وام داده
شد. و شركت تعهد كرد، براى حفاظت از لولهها و چاهها تنها از افراد قبيله شيخ خزعل
بكار گيرد و به شيخ خزعل وعده داده شد ده درصد از سود خالص شركتهاى تابعهاى كه در
اراضى شيخ كار مىكنند به او داده خواهد شد.
با وجود منافعى كه دولت انگلستان از منابع
نفت ايران دارد، هنوز راضى به نظر نمىرسد و به همين دليل به تحريك رضاخان
مىپردازد و با كاهش درآمد ايران از نفت و اضافه ننمودن حق سهم ايران موجب مىشود،
سرانجام «رضاخان در 6 آذرماه 1311 ه ش اين قرارداد را لغو نمايد»[4]و
او را تحت فشار قرار مىدهند تا قرارداد جديدى را انگليس امضاء نمايد كه ذكر آن
خواهد رفت.
[1] - هاردینگ،سرآرتور، خاطرات سیاسی ، جواد شیخ الاسلامی ،ص36
[2] - اوری ،پیتر،تاریخ
معاصر ایران، محمد رفیعی مهرآبادی،ج1،ص558
[3] - طاهری ، علیرضا، از
شکست تا پیروزی (ماجرای نفت)،ص47
[4] - هدایت، مهدیقلی
خان، خاطرات و خطرات،ص395