از انجمن همکاری خانه و مدرسه دیروز تا انجمن اولیاء و مربیان امروز
چکیده:
انجمن اولیاء و مربیان یکی از موثرترین تشکل ها در جهت بهبود نظام آموزش و پرورش در ایران است که چنانچه در راستای اهداف تعیین شده حرکت کند می تواند در توسعه آموزش و پرورش نقش تعیین کننده ای ایفاء نماید.
مقاله حاضر با بیان چگونگی تشکیل انجمن اولیاء و مربیان و مرام نامه و اهداف آن در قبل و بعد از انقلاب این ادعا را دارد که این تشکل نتوانسته جایگاه واقعی خود را در نظام آموزشی و در فرهنگ عمومی بازیابد و با طرح این سئوال که آیا انجمن با بار فرهنگی خود توانسته نقش خود را بدرستی انجام دهد راه را برای پژوهشی دیگر باز گذاشته و تنها به بیان چند عامل در عدم رسیدن به اهداف مورد نظر بطور مختصر اشاره دارد.
هر سال 24تا 30مهرماه به عنوان هفته پيوند اوليا و مربيان نامگذاري و برنامه هائی خاص، جهت شناخت هر چه بهتر مشارکت اولیاء و مربیان، در فرایند تعلیم و تربیت دانش آموزان برگزار می شود. اولیاء و مربیان دو بال زیبا در کنار یکدیگر برای تربیت فرزندان می باشند که ضعف یکی دیگری را یارای مقاومت نیست. هفته پیوند اولیا و مربیان، بهترین و مناسبترین فرصت برای فراهم کردن زمینههای تحقق همکاری و همدلی میان خانه و مدرسه است.
در اینجا برای پی بردن به نقش اساسی این مشارکت به چگونگی تشکیل این نهاد مدنی می پردازیم.
آن هنگام که رضاشاه در سال 1299 ه.ش به قدرت رسید نظام آموزشی ایران پس مانده ودر اختیار افراد بود، تا آن زمان هرکس می توانست مدرسه ای باز کند. هیچ گونه مقررات دولتی در مورد صلاحیت معلمان وجود نداشت. مدارس اکثراً از نوع مکتب خانه های قدیمی، و در آن شاگردان تنها به آموختن قرآن و زبان های فارسی و عربی مشغول بودند. اکثریت مردم بی سواد و نظام آموزش و پرورش یکی از وامانده ترین نظامهای آموزشی دنیا بود تا آنجا که تعداد فارغ التحصیلان مدرسه دارالفنون در سال 1301 فقط 15 نفر بود.[1] با چنین وضعیت آموزشی روشن است که نقش والدین در تربیت فرزندان و آموزش آنها تا چه اندازه بوده است.
تعداد محدودی از مردم که قادر بودند مقدمات تحصیل فرزندان خود را مهیا کنند با سپردن آنها به مدرسه، دخالتی در امر تعلیم آنها نداشتند . هنگام ثبت نام فرزندان در مدارس جمله ای زیاد تکرار می شد: گوشتش برای شما و استخوانش برای ما.
عدم دخالت والدین در آموزش فرزندانشان، کمبود امکانات و کمبود معلم به طور جدی مانع از گسترش و بهبود سریع تسهیلات آموزشی می شد. در جهت رفع این مشکلات در سال 1309 دولت اقداماتی برای بالا بردن سطح آموزش معلمان شروع کرد که مهمترین اقدام، تصویب لایحه تربیت معلم در سال 1313 برای تقویت کیفیت آموزش معلمان ابتدائی بود. بر این اساس همه آموزگاران مدارس ابتدائی دولتی باید یک دوره ای راکه در هفته 14 ساعت بود بگذرانند.[2] اقدام دیگر دولت افزایش مدارس ابتدائی در سطح کشور بود. تعداد دبستانها از 440 در سال 1301 به 1408 در سال 1309 و 1336 باب در سال 1314 رسید.[3] هر چند تاسیس بیشترین مدارس در سطح شهر بود و به مناطق روستائی کمتر توجه گردید. ولی این اقدام قابل تحسین بود.
اقدام دیگر دولت در جهت بهبود کیفیت آموزش مدارس تشکیل «انجمن همکاری خانه و مدرسه» بود. در سال 1326 هـ. ش. شورای عالی فرهنگ تشکیل این انجمن ها را در همۀ آموزشگاهها به همراه شرح وظایف آنها تصویب کرد. این اولین اقدام جدی در جهت دخالت دادن اولیاء در تعلیم و تربیت دانش آموزان بود. چرا که اثر بخشی مشارکت والدین در فرایند تعلیم و تربیت سودمند بود و با این اقدام والدین بخشی از بار سنگین تعلیم و تربیت فرزندان جامعه خود را بر دوش می کشیدند.
این انجمن ها در هر مدرسه از اولیای دانش آموزان و اولیای مدرسه تشکیل می گردید و هدف آن کمک به پیشرفت امور تحصیلی و فراهم ساختن وسایل بهداشت و ... برای دانش آموزان بود.[4] براساس توصیه کنفدارسیون آموزش اولیاء وابسته به یونسکو در مهرماه 1346 انجمن ملی اولیاء و مربیان ایران تاسیس و به عضویت مرکز آسیائی فدراسیون بین المللی آموزش اولیاء FIEP درآمد.[5] درمرام نامه نامه انجمن ملی اولیاء و مربیان آمده است: «انجمن اولیاء و مربیان ایران، سازمانی است غیر انتفاعی و غیر دولتی. این موسسه با پشتیبانی و همکاری کسانی که به تربیت عمومی نونهالان و نوجوانان علاقه دارند تشکیل می شود. هدف های معیّن و مشخصی را بر محور سیاست کل آموزش و پرورش کشور و با معیارهای فدراسیون بین المللی اولیاء و مربیان برای نیل به هدف های خود تعقیب می کند. انجمن ملی اولیاء و مربیان ایران، سازمانی است که در آن تعصب مذهبی، طبقاتی، نژادی یا سیاسی راه ندارد و صرفاً به جنبه تربیتی همگانی متوجه است.
همچنین آرمان انجمن، به سازی روابط اجتماعی در سطح کشور و جهان از طریق تربیت نسل جوان به وسیله کلیه کسانی است که تمام یا قسمتی از وقت ، نیرو و کوشش خود را وقف تامین آینده اجتماع و جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، می نمایند و مایلند گذرگاهی مطمئن برای حرکت نسل جوان به سوی آینده ای روشن و خالی از جنگ و نفاق تدارک کنند».[6]
با توجه به مرام نامه انجمن، خانه و مدرسه در انجام وظایف تربیتی دانش آموز، مکمّل یکدیگرند و ایجاد هماهنگی لازم میان این دو کانون، در گرو انجام وظیفه درست آنان در برابر یکدیگر است. حل مشکلات دانش آموزان و علاقه مشترک خانواده و مدرسه به این امر لزم تشکیل انجمن های همکاری خانه و مدرسه را طلب کرد.[7]
تشکیل انجمن های همکاری خانه و مدرسه در ایران هر چند نتوانست در رفع مشکلات عدیده مدارس گام موثری بردارد ولی باید اذعان داشت این انجمن ها بازوانی بی منت برای مدیران مدارس بودند. ذکر این نکته نیز ضروری است که مردم ایران در آن دوران اکثرا بی سواد و کم سواد بودند و آنچه که امروز از انجمن اولیاء و مربیان انتظار می رود آن زمان مورد انتظار نبود، هر چند در عصر پهلوی دوم رشد شهرنشینی در فاصله سالهای 1335 تا 1355 از 31 درصد به 3/47 ارتقاء یافت و سواد آموزی در فاصله سالهای 1335 تا 1355 به سه برابر افزایش یافت و فارغ التحصیلان دانشگاهها از 17250 نفر در سال 1350- 1349 به حدود 45 هزار نفر در سال تحصیلی 1356- 1355 رسید.[8] ولی شاهد رشد چشمگیر فعالیت انجمن های همکاری خانه و مدرسه نبودیم.
با بررسی دفاتر انجمن در سالهای قبل از انقلاب به این نکته پی خواهیم برد که بیشترین مسائلی که در انجمن همکاری خانه و مدرسه مطرح بوده مسائل و مشکلات مالی مدارس، تلاش در جهت رفع کمبود امکانات و وسایل و کمک به دانش آموزان بی بضاعت بوده و کمتر به مسائل و مشکلات آموزشی، اتخاذ شیوه های رفتاری مناسب با دانش آموز از قبیل تشویق یا تنبیه و انتظار متناسب با توانایی های او پرداخته است.
حال پس از گذشت بیش از شصت سال از تشکیل انجمن اولیاء و مربیان به راستی آیا این تشکل مردمی جایگاه واقعی خود را در نظام آموزشی و در فرهنگ عمومی جامعه بازیافته است؟
آنچه مسلم است امروزه والدین برای پیشرفت علمی و اخلاقی فرزندان خود انگیزه بالائی دارند و اگر بستر لازم برای حضور آنها فراهم شود آنها از همکاری با مدرسه دریغ نخواهند کرد.
در اساسنامه انجمن اولیاء و مربیان اهداف انجمن بدین شرح آمده است:
1- آگاه ترساختن پدران ، مادران و مربیان به معارف اسلامی در رابطه با مسائل رشد و پرورش کودکان ، نوجوانان و جوانان با توجه به نیازهای آنان از جهات مختلف معنوی، روانی، عاطفی، سیاسی، اجتماعی و بهداشتی.
2- تبیین مسوولیت ها و تقویت احساس آن در اولیاء و مربیان نسبت به مسائل پرورشی فرزندان.
3- ایجاد و تقویت و تحکیم رابطه صمیمی بین اولیاء و مربیان از یک طرف و فرزندان از طرف دیگر.
4- فراهم کردن موجبات تحکیم مبانی شخصیت و تقویت خودآگاهی در کودکان، نوجوانان و جوانان.
5- مطالعه و بررسی عللی که موجب ناسازگاری و یا عواملی که مانع رشد بدنی و روانی کودکان، نوجوانان و جوانان کشور شود و پیدا کردن راه های رفع علل و موانع بروز.
6- آشنا ساختن اولیاء به مسائل اقتصادی خانواده و جامعه و تخصص های ضروری و مورد نیاز کشور جهت راهنمایی شغلی فرزندانشان.
7- جذب امکانات و نیروهای مردمی جهت مشارکت همه جانبۀ آنان در پیشبرد اهداف آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران.[9]
با توجه به اهداف تبیین شده این سئوال مطرح می شود که آیا انجمن همکاری خانه و مدرسه که بعد از انقلاب به نام انجمن اولیاء و مربیان با بارفرهنگی و انسانی عمیق تغییر نام داده است توانسته نقش خود را بدرستی ایفاء کند؟ و یا اینکه این انجمن ها نهادهائی دنباله رو هستند که نقش عمده آنها تأیید تصمیماتی است که از سوی مدیر مدرسه اخذ می گردد و تنها جنبه تشریفاتی آن حفظ شده است.
جواب سئوال مذکور نیاز به یک پژوهش دیگردارد ولی یقینا با شنیدن نام انجمن اولیاء و مربیان در ذهن بعضی از والدین جمع آوری کمکهای مالی برای جبران مشکلات مدرسه نقش می بندد و با دیدن دعوتنامه های که در آن خواسته شده ساعت 2 عصر در مدرسه جهت حضور در مجمع عمومی انجمن اولیاء و مربیان شرکت نمایند، این سئوال را از خود خواهند پرسید: که باز هم پول و...؟
این نگرش که یک دید سنتی است به واسطه عملکرد نامناسب بعضی از مدیران مدارس و ضعف نگرش مسئولان اداری در مورد نقش نهادهائی مثل انجمن اولیاء و مربیان شکل می گیرد.[10]
علاوه بر عامل ذکر شده فقر فرهنگی و اقتصادی اولیاء نیز می تواند یکی از موانع تقویت انجمن اولیاء و مربیان به شمار رود زیرا که فقر فرهنگی سبب می شود اولیاء درک ضعیفی از مشارکت داشته و به علت مشکلات اقتصادی از حضور در جلسات انجمن خودداری کنند.
مردم باید بدانند که مشارکت، امری جدی و مستمر است، نه اینکه فقط در زمانهایی خاص و برای رفع نیازهای مادی کاربرد داشته باشد.
در پایان باید گفت چون انجمن اولیاء و مربیان مظهر همکاری خانه و مدرسه در امر تعلیم و تربیت فرزندان می باشد، امید است که این انجمن رسالت آموزشی و تربیتی خود را به نحو مطلوب انجام دهد و این میسر نیست مگر اینکه همه یک شناخت تربیتی کافی داشته و نقش تربیتی خود را با بصیرت انجام دهند.[11]
پی نوشت:
[1] - امین بنانی، مدرن سازی ایران،1941- 1921 (پلاتر آلتو، کالیفرنیا، 1961) ص 108.
[2]- L. P. Elwell- Sutton , Modern Iran (London, 1944). P. 139
[3] - کرونین، استفانی،1383،رضا شاه و شکل گیری ایران نوین- دولت و جامعه در زمان رضا شاه، مرتضی ثاقب فر، تهران ،جامی،ص192
[4] - دهخدا ، علی اکبر،1377، لغت نامه دهخدا ، سوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
[7] - علوی، طاهره، 23/7/87، تاثیر پیوند خانه و مدرسه در موفقیت تحصیلی و تربیت دانش آموزان، روزنامه کیهان، شماره 19205، ص 9، مدرسه.
[8] رزاقی، ابراهیم،1367 ، آشنائی با اقتصاد ایران، اول، تهران، نشرنی، ص 327 .
[9] - اساسنامه انجمن مرکزی اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران مصوبه چهارصد و پنجاه و یکمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش مورخ 19/3/1367.
سلام بر تو و عاشقان دیار علم و ادب که دستانتان بوی تلاش می دهد