نظام آموزش و پرورش هر جامعه شامل مجموعهء موازین و قراردادهایی است‏ که در تربیت نیروی انسانی به کار می‏روند.با این دید کلی مجموعهء آییننامه‏ها و مقررات رسمی و همچنین تمامی سنتها و رسوم جاری جامعه،که در تربیت انسانها اثری دارند،جزء نظام آموزش و پرورش به شمار می‏آیند. پاره‏ای از این عوامل، معیارها و ضابطه‏ هایی هستند که با بررسی و تحقیق در اوضاع و احوال جامعه و از طریق برنامه‏ ریزی دقیق و سنجیده،و با آینده‏ نگری و دوراندیشی کافی،بنیاد می گیرند.مجموعهء این‏گونه معیارها نظام رسمی و قانونی آموزش و پرورش است.این‏ معیارها وظایف قانونی مجریان را معلوم می‏دارند و احیانا به صورت قالبهای پیش‏ ساختهء کوششهای تربیتی ارائه می‏شوند.

انسان در همهء مراحل زندگی،از کودکی تا نوجوانی و بلوغ و حتی در سنین‏ سالخوردگی،پیوسته از افکار و رفتار دیگران متأثر است.از شرایط محیط نقش‏ می‏گیرد،و بر محیط زیست اثر می‏گذارد.آنچه فرهنگ انسانی را می‏سازد مجموعهء این تأثیر و تأثرهاست.اعم از آنکه تغییر رفتارها نتیجهء کوششهای عمدی و حساب شده‏ و در قالب نظام آموزشی رسمی یا سنتی باشند،یا اینکه به صورت اثر محیط به‏ ویژگیهای فرد و جامعه شکل بدهند.درهرحال دگرگونیهای جامعه از تأثیر عوامل‏ سنتی و نیز از کوششهای عمدی نظام آموزشی رسمی ناشی هستند.ولی درهرحال‏ تفکیک نقش نظام رسمی از تأثیر محیط زیست،تقریبا غیر ممکن،یا لا اقل بسیار دشوار است.

نظام آموزش و پرورش در صورتی مؤثر و سودبخش است که ارزشهای‏ انسانی و فرهنگی جامعه را حفظ کند و در تلطیف ارزشها مؤثر باشد.بنابراین‏ نظام آموزشی وقتی موجه‏ تر و قابل دفاع تر است که دگرگونیهای مطلوب فراهم آورد و جامعه را به سوی زندگی بهتر و سعادتمندتر سوق دهد،نه آنکه تنها دنباله‏ رو شرایط موجود باشد.

نظام آموزش و پرورش رسمی را معمولا در چهار بخش مجزا بررسی می‏کنند. این چهار بخش کوششهای مربوط را به ترتیب از لحاظ علت وجودی،محتوا، چگونگی ها و بالاخره از حیث ارتباط بین علت و معلول،توجیه می‏کنند.

با این تقسیم بندی نظام آموزش و پرورش چهار بعد اصلی زیر را شامل‏ خواهد بود:

هدف

برنامه

موازین و روشهای اجرایی

ارزشیابی و نظارت

هدف آموزش و پرورش از نیازهای فرد و جامعه در حال و آینده ریشه‏ می‏ گیرد و در حقیقت پاسخگوی آن است که چرا به مسئلهء تربیت باید توجه داشت.

برنامهء آموزش و پرورش محتوا و چند و چون آنچه را به عنوان وسیلهء آماده‏ کردن افراد برای زندگی مطلوب فردی و جمعی امروز و فردای آنها لازم شناخته‏ می‏شود مشخص می‏کند.در توجیه هر نظام آموزشی،آنجا که سؤال از چه چیز به میان‏ می‏آید،پاسخ را در برنامه‏ ها باید جستجو کرد.

روشها و موازین اجرایی شامل مجموعهء ضابطه‏ ها و معیارها و مقررات رسمی‏ و سنتی است که در مرحلهء اجرای برنامه‏ ها ملاک عمل هستند و چگونگی تربیت عمدی‏ را پاسخ می‏دهند.

ارزشیابی و نظارت در حقیقت مکمل همهء کوشش هاست.در این مرحله از کار آموزش و پرورش ارتباط بین هدفها و برنامه‏ ها از یک سو و هماهنگی روشهای‏ اجرایی،با هدف و برنامه از سوی دیگر،بررسی می‏شود.ارزشیابی کوششی است‏ که میزان سودبخشی نظام آموزشی را تعیین می‏کند و منبع مفیدی برای وسعت دیدها در اصلاح و تکمیل نظام آموزشی است.